
معرفي تیسفون (مدائن)
این شهر در زمان اشکانیان ساخته شد و تا استیلای اعراب پايتخت ایران بود. معماران ایران در دوران ساسانی با مصالح بسیار کمخرجی بنای عظیمی برپا کردند که هنوز هم با وجود آسيبهاي وارده، مانند سردار سالخوردهای با مدالهای افتخار متعدد آویزان بر سینه، نگين درخشاني از هنر نياكان ما را به نمايش گذاشتهاست. طاق کسرا (هنوز برجای باقی مانده) فقط قسمت بسیار کوچکی از شهر بزرگ تیسفون است.
در روايت است كه به گاه سقوط تیسفون، فاتحان پردهی جواهرنشان و قالی زربفت آن را به عنوان غنیمت قطعه قطعه کرده و میان سربازان تقسيم کردند. نخستین خلفای عباسی پس از این که قطعات بزرگ سنگ مرمری را که نمای خارجی بنا را میپوشاند برای برپا کردن کاخهای جدیدشان از آن جا به مکانهای دیگری انتقال دادند، دستور دادند که از آجرهای آن نیز استفاده شود، ولی پس از چندی متوجه شدند که این کار خود شامل مخارج زیادی است و از آن منصرف گردیدند.
عربها تیسفون را مداین نامیدند، برای این که این شهر مرکب از هفت شهر بود که در یکی از آنها کاخ سلطنتي ایران قرار داشت. در اين مكان، ایوان بزرگی برای بار دادن در روزهای بار عام در آن ساخته شده بود.
پیش از روی کار آمدن اشکانیان و سلوکیها در طرف راست رود دجله شهری ساخته بودند که آن را سلوکیه نام نهاده بودند. در زمان نخستین پادشاهان اشکانی، وقتی باقی ماندههای یادگار اسکندر مقدونی بکلی از مرزهای ایران بیرون رانده شد، شهر سلوکیه به صورت نیمه ویرانهای بود. پادشاهان اشکانی در طرف چپ رودخانه دست به ساختمانهای جدیدی زدند و تا اواخر دوران ساسانی ایجاد این ساختمانها در دو طرف رود دجله ادامه یافت، به طوری که وقتی اعراب بر ایران مستولی شدند در این مکان هفت شهر وجود داشت و به همین سبب آن را مداین یعنی شهرها، نام نهادند.
سلمان پارسی، نخستين فرماندار تيسفون پس سقوط بود كه توسط عمر ابن خطاب به اين مقام برگزیده شد. از آنجا که تیسفون پایتخت بزرگترین امپراتوری آن دوران بود، ثروت فراوانی داشت؛ انتقال غنایم آن چند ماه به طول انجامید. بعدها، یعنی در دوره عباسیان شهر تخریب و از قطعات کاخها و ساختمانهای شهر در ساخت شهر جدیدی به نام بغداد در چهل کیلومتر پایینتر جهت دارالخلافه استفاده شد.
بغ داد، یعنی خداداد، زیرا بغ به زبان فارسی به معنای خداست و در زبان روسی و بعضی زبانهای دیگر هند و اروپایی نیز همین مفهوم را دارد. بغداد پيش از آن نیز آبادی کوچکی بود.
ايران بعد از اسلام:

تاريخ ايران بعد از اسلام از واقعه نهاوند در سال ۱۴ هجری قمری (۶۳۵ میلادی) بین سپاه ایران و اعراب مسلمان در سرزمین قادسیه (کربلای کنونی) اتفاق افتاد. اين نبرد که دنباله جنگ قادسيه و جنگ مداين و جنگ جلولا بود، يزدگرد آخرين پادشاه ساساني پس از چندین نبرد با اعراب از مقاومت و دفاع منظم مايوس شد و ناچار به داخل کشور کنونی ایران عقب نشيني کرد. سرانجام به استان مرو يا همان خراسان بزرگ که امروزه در ترکمنستان قرار دارد رفت و در آنجا توسط آسیابانی کشته شد.
از آن پس مسلمانان به فتح بلاد ايران و بسط اسلام در اطراف اهتمام ورزيدند. البته، به دلیل مقاومت ایرانیان، تقريبا بيست سال طول کشيد تا تمام كشور به استثناي کابل و مکران بدست مسلمانان بيفتد. در خراسان و سيستان که از مراکز دستگاه خلافت دور بود اين موضوع رنگ بيشتري داشت. به همين دليل تجديد لشکرکشي همواره لازم ميشد.
چنانکه در عهد معاويه که عبدالله بن عامر بار ديگر والي بصره شده بود؛ عبدالرحمان بن سمره را به امارت سيستان فرستاد و نيز نايب خود قيس ابن هيثم را به فتح خراسان و تسخير هرات و بلخ روانه نمود و چون امارت بصره به زيادبن ابيه رسيد مرو پايگاه لشکر عرب گشت. نزديک 5000 خانواده عرب در خراسان سکونت جستند. اين کوچ اعراب مسلمان را در خراسان مستحکم نمود. از آن پس حجاج بن يوسف به خراسان لشکرکشيهاي متعدد و خونين کرد. نکتهاي که بايد بدان اشاره کرد آن است که گرويدن عامه اهل يک ولايت به دين اسلام نظير آنچه در باب قزوين روايت کردهاند، بندرت اتفاق افتاده است. و با آنکه در بلاد جنوبي و غربي ايران از همان آغاز فتوح بعضي عناصر بومي اسلام آوردند، اما در برخي از مناطق، به ويژه فارس و مناطق كوهستاني مثل لرستان و آذرآبادگان و كردستان و گيلان و ديلم تا چندي همچنان بر دين خود پايداري ميكردند و كشتههاي زيادي هم دادند. در پارهاي از مناطق ديگر مانند آذرآبادگان و پارس كه مسلمانان توانستند بر ايرانيان چيره شوند؛ بخشي از مردم كه دين اسلام را نپذيرفتند با قبول جزيه و خراج اهل ذمه شدند و بر آيين سابق خويش همچنان باقي ماندند. با اين وجود و به دلايلي ..... عدهاي از زرتشتیان به سيستان و مکران رفته و از آنجا راه هند را پيش گرفتند. هر بخشي كه توسط مسلمانان فتح ميشد اراضي آنها به تملک درميآمد و با مهاجرت و سکونت اعراب در اين بخشها اسلام نشر، توسعه و ترويج مييافت. بدين وسيله اندکاندک اکثر مناطق ايران به دين اسلام گرويدند.
لازم به ذکر است که با توجه به وجود علاقه و عشق ايرانيان به تمدن و فرهنگ كهن نياكان خود بر خلاف مصر كه كاملا عربيزه شد، با پذيرش دين تازه توانستند از هويت باستاني خود پاسداري كنند. در بخش بعدي به رويدادهاي پسين پرداخته خواهد شد........ادامه دارد.......


































.jpg)

.jpg)








