تبليغاتX
آوای شاهپور: کازرون - چنارشاهیجان

عصر ایران: این درد را با که باید گفت که در شرایطی که ملت‌های فاقد پیشینه تاریخی، به هر دری می‌زنند تا بلکه کوزه‌ای شکسته یا لوحی مخدوش بیابند و خود را متمدن و فرهنگ خود را کهن و کشورشان را ریشه دار جلوه دهند، ما این گوهرهای بی‌بدیل و تاریخ پرسابقه و باشکوه خود را نادیده می‌انگاریم و نفی می‌کنیم. تو گویی که ایرانیان ملتی هستند که از پس تاریخ قیمومیت‌های استعماری در سده اخیر، استقلال پیدا کرده و کشوری تشکیل داده‌اند و ملتی!

کوروش بزرگ، که مفسران نامداری چون مرحوم علامه طباطبایی او را همان "ذوالقرنین" مذکور در قرآن می‌دانند، بی‌هیچ تردیدی معروف‌ترین و خوش‌نام‌ترین چهره حقوق بشری دوران باستان و از بزرگان این عرصه تا همیشه تاریخ است.

اگر منشور حقوق بشر انقلاب فرانسه در قرن 17 و منشور حقوق بشر سازمان ملل در قرن 20 میلادی تدوین شد، این شخصیت فرهیخته ایرانی، 539 سال قبل از میلاد مسیح، یعنی حدود 25 قرن پیشتر،  که پادشاهان و حاکمان، برای هیچ شخص و ملتی قائل به هیچ حق و حقوقی  جز فرمانبرداری و خراج‌گزاری نبودند، اولین منشور حقوق بشری تاریخ را تدوین کرد و به اجرا درآورد.

نکته قابل توجه اینجاست که اگر امروزه، بسیاری از حکومت‌های جهان، به خاطر حفظ مصالح و ظواهر، دم از حقوق بشر می‌زنند و چاره‌ای هم جز این ندارند، کوروش ایرانی، در شرایطی منشور حقوق بشر را تدوین کرد که در اوج قدرت بود و در جهان آن روز، هیچ کسی او را برای رعایت حقوق بشر، زیر سوال و فشار قرار نمی‌داد و علیه هيچ كس قطعنامه  صادر نمی‌کرد.

از این رو باید گفت داوطلبانه بودن اقدام او برای تدوین قانونی که دربرگیرنده حقوق انسان‌ها باشد، ارزش کار کوروش را بی‌نهایت افزون تر می‌کند.

او در این منشور، نه تنها حقوق ملت ایران را پاس می‌دارد، بلکه در همان ابتدای منشور، تصریح می‌دارد که تا زنده هست و حکومت می‌کند، دین و آیین و رسوم ملت‌های دیگر را نیز به رسمیت می‌شناسد و محترم می‌دارد.

در  این منشور که در دنیای 25 قرن پیش نوشته شده است، مفاهیم عمیق "دموکراتیک" موج می‌زند، آنجا که می‌گوید: هرگز سلطنت خود را به هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت آن ملت اقدام به جنگ نخواهم کرد.

 در پیشرو بودن این منشور همچنین می‌توان به منع برده‌داری در آن پرداخت و یادآور شد که بشر معاصر، تنها در سال 1926، آن هم پس از جنگ‌های خونین فراوان، پیمان‌نامه بین‌المللی منع برده‌داری را در "جامعه ملل" به تصویب رساند.

یکتا پرستی، حمایت از حق مالکیت فردی، آزادی دین و شغل و انتخاب محل سکونت، فردی کردن مجازات‌ها و... از دیگر موارد افتخار آمیز اولین منشور حقوق بشر تاریخ است.

به هزار تاسف اما باید گفت که این افتخار بی‌نظیر که مایه مباهات ملی ما ایرانیان است، به هیچ انگاشته می‌شود و کمتر کسی از آن یاد می‌کند. حال آنکه اگر این منشور در تاریخ اروپا و توسط مثلا یک پادشاه فرانسوی تدوین می‌شد، چه یادبودهایی در سطح دنیا برایش به پا می‌کردند و چه کنفرانس‌هایی به پا می‌داشتند و چه تبلیغاتی به راه می‌انداختند.

این درد را با که باید گفت که در شرایطی که ملت‌های فاقد پیشینه تاریخی، به هر دری می‌زنند تا بلکه کوزه‌ای شکسته یا لوحی مخدوش بیابند و خود را متمدن و فرهنگ شان را کهن و کشورشان را ریشه دار جلوه دهند، ما این گوهرهای بی‌بدیل و آن تاریخ پرسابقه و شکوه را نادیده می‌انگاریم و نفی می‌کنیم و تو گویی که ایرانیان ملتی هستند که از پس تاریخ قیمومیت‌های استعماری در سده اخیر، استقلال پیدا کرده و کشوری تشکیل داده‌اند و ملتی!

این قضیه، البته سر دراز و پر غصه دارد که در این مجال از آن می‌گذریم و روز جهانی کوروش را به تلخی آن نمی‌آلاییم و نوشتار حاضر را به حسن ختام متن این منشور که اینک در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود، به پایان می‌بریم:

منشور كورش كبير

اينك كه به ياري مزدا، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي چهار سوی دنیا را به سر گذاشته‌ام، اعلام  مي‌كنم

كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي‌دهد دين و آيين و رسوم ملت‌هايي كه من پادشاه آنها هستم، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زيردستان من، دين و آئين و رسوم ملت‌هايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملت‌هاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي‌دهد، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد.

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات چهارگانه هستم، نخواهم گذاشت،كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد.

من تا روزي كه پادشاه هستم، نخواهم گذاشت مال غيرمنقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر  بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال، تصرف نمايد.

 من تا روزي كه زنده هستم، نخواهم گذاشت كه شخصي، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد،  وي را بكار وادارد.

من امروز اعلام مي‌كنم، كه هر كس آزاد است، كه هر ديني را كه ميل دارد، بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد، و هر شغلي را كه ميل دارد، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است، به مصرف برساند، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند.

من اعلام مي‌كنم، كه هر كس مسئول اعمال خود مي‌باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده، مجازات كرد.

مجازات برادر گناهكار و بر عكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه‌اي مرتكب تقصير  مي‌شود، فقط مقصر بايد مجازات گردد، نه ديگران. من تا روزي كه به ياري مزدا، سلطنت مي‌كنم، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من، مكلف هستند، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود، مانع از فروش و خريد مردان و زنان به عنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد.

و از مزدا خواهانم، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملت‌هاي ايران و بابل و ملت‌هاي ممالك چهرگانه عهده گرفته‌ام، موفق گرداند.

                                                                          كــــوروش

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت |

تابناک: به گزارش خبرنگار مهر در ياسوج، شهر قديمي دهدشت بر اساس دست نوشته‌هاي تاريخي، "بلاد شاپور" نام داشت و توسط شاپور اول ساساني، فرزند اردشير اول ايجاد شده و بر اساس فارسنامه ناصري اين شهر باستاني زماني يک شهر بزرگ بوده است.

اين شهر حدود دو هزار خانه، مسجد، حمام و کاروانسرا داشت که بسياري از اين آثار هنوز برجاي مانده است. بلاد شاپور در اواخر دوره صفويه به خاطر عدم امنيت در راه‌هاي بازرگاني آن صدماتي ديده و در زمان هرج و مرج دوره زنديه غارت و ويران شد.

              

اين شهر باستاني از معماري خاصي بر خوردار است و آثار زيبايي از قبيل آب انبار، امامزاده ها، ارگ حکومتي و برج و باروها در آن مشخص است که توجه محققين و صاحب نظران آثار تاريخي را به خود جلب کرده است.

 مصالح به کار برده شده در اين بناها از نوع گچ ساروج، آهک، لاشه و تنها در سقف گنبدي حمام آن آجر به کار رفته است.

 مرگ معتادان جوان تن بلاد شاپور را مي‌لرزاند

اما مکاني که مي‌توانست با جذب گردشگران داخلي و خارجي صنعت توريسم اين شهر را رونق بخشد و به افزايش سطح درآمد مردم کمک کند، اکنون به مکاني امن و بي خطر براي معتادين پر خطر و نقطه‌اي کور و هراس انگيز براي شهرونداني بدل شده که شايد آرزو کنند هرگز اين ميراث کهن و نشان تمدن را نداشتند که اينک به دليل بي توجهي مسئولان به جاي هويت بخشي بستري براي هويت سوزي و زوال جوانان اين شهر شده است.

 شايد آن روز که شاپور ساساني بناي اين شهر را نهاد تا آباداني را به مردمانش هديه دهد، هيچگاه گمان نمي‌برد که روزي به جاي زندگي، مرگ در آن سکني گزيند و بوي تلخ نيستي در کوچه پس کوچه‌هاي آن به مشام برسد.

 بوي تلخي که به کوچه‌هاي شهر جديد دهدشت نيز مي‌رسد تا باز خبر دهد که زير سقف بناهاي هزار ساله بلاد شاپور، جواني ديگر از مصرف افيونهاي دنياي مدرن مرده است، مرگ سردي که تن بلاد شاپور را همچون مردمان اين ديار مي‌لرزاند.  تاکنون جنازه بيش از 30 معتاد از اين مکان باستاني جمع آوري شده است

 يکي از فعالين فرهنگي اين شهر گفت: تاکنون جنازه بيش از 30 معتاد را از اين منطقه باستاني جمع آوري کرده‌اند که بر اثر استعمال مواد مخدر جان سپرده‌اند.

             

اکبر آيين در گفت‌وگو با خبرنگار مهر در ياسوج افزود: شهر تاريخي بلاد شاپور که قدمتي بيش از هزار و 500 سال دارد، اکنون محل گردهمايي معتادان اين شهر شده است.

وي تصريح کرد: اگر هر روز به اين منطقه تاريخي برويد معتادان پرخطري را مي‌بينيد که يا آنجا خواب هستند يا مشغول استعمال مواد مخدر هستند.

 وي بيان کرد: بسياري از معتاداني که جا و مکان ندارند و يا بر اثر اعتياد ديگر توان حرکت ندارند، آنجا ساکن هستند و بيشترين چيزي که در محوطه آنجا جلب نظر مي‌کند، سرنگ، آمپول و ساير ابزار استعمال مواد مخدر است.

 آيين يادآور شد: حضور معتادان در اين مکان علاوه بر تخريب اين اثر باستاني، آن را تبديل به زباله داني از وسايل تزريق مواد مخدر کرده است که بوي تعفن از آن بلند مي‌شود.

 وي اظهار داشت: همچنين در اين بافت تاريخي امامزاده‌اي قرار دارد که تا چند سال پيش زائران فراواني به آنجا مي‌رفتند اما در حال حاضر درب امامزاده بسته شده و مردم به خاطر ترس از معتادين به اين زيارتگاه نمي‌آيند.

آيين بيان داشت: هم اکنون هيچ توريستي به خاطر نبود امنيت از اين مکان تاريخي ديدن نمي‌کند.

 

رژه روزانه احشام در کوچه پس کوچه‌هاي بلاد شاپور

 يکي ديگر از فعالين فرهنگي اين شهر نيز گفت: باتوجه به اينکه بافت ساختمانهاي اين شهر تاريخي از سنگ و گچ تشکيل شده است، طي سالهاي گذشته برخي از افراد اقدام به تخريب اين بناها مي‌کردند و مصالح ساختماني آن را براي ساخت خانه مورد استفاده قرار مي‌دادند.

ماشاءالله افسر در گفت‌وگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در طول بيست سال گذشته عده‌اي که داراي خانه و جا و مکان نبوده‌اند در بخشي از اين محل سکونت کرده‌اند و به همين دليل بخشي از بافت تاريخي ويران شده است.

             

وي بيان داشت: برخي از افرادي که در حاشيه اين منطقه زندگي مي‌کنند نيز از ابناي شهر تاريخي بلاد شاپور دهدشت براي نگهداري احشام خود استفاده مي‌کنند و يا احشام خود را براي چرا به اين منطقه مي‌آورند.

افسر يادآور شد: ميراث فرهنگي استان هم اکنون تنها ابنيه کاروانسراي شهر قديمي را مورد حفاظت و مرمت قرار داده و ساير ابنيه در حال نابودي است.

 وي يکي از دلايل تخريب اين بناهاي تاريخي را نبود اداره ميراث فرهنگي در اين شهرستان و عدم حفاظت از اين منطقه عنوان کرد و بيان داشت: براي جلوگيري از ورود معتادان و احشام به اين مکان، بايد اطراف اين منطقه تاريخي حصار کشي شود و محدوده آن از تعرض افراد مصون بماند.

 اما در حالي که اعتياد گريبان بلاد شاپور و جوانان دهدشت را گرفته تا هويت ديرينه را از آنان بگيرد و داغ بر دل تاريخ و مادران کوه گيلويه بگذارد، مسئولان سازمان ميراث فرهنگي استان به دليل آنچه دستور اکيد سازمان ميراث فرهنگي کشور عنوان کردند، حاضر به پاسخگويي به خبرنگار مهر نشدند.

              

شايسته بود مسئولان ميراث فرهنگي کشور به خبرنگاران مهر نه به عنوان يک منتقد بدبين بلکه به عنوان چشمهاي بيداري نگاه مي‌کردند که نگران از بين رفتن اين هويت جمعي هستند.

چرا که ميراث فرهنگي سند هويت و شناسنامه يک ملت است، شناسنامه‌اي که اگر گم شد ديگر به جاي آن المثني صادر نمي‌شود.

            به نظر شما یادگار نیاکان را فریادرسی است

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت |

پس از سال‌ها از ارائه درخواست ثبت نوروز به عنوان یکی از میراث ناملموس جهان بالاخره امروز چهارشنبه مهمترین جشن باستانی ایرانیان به ثبت جهانی رسید.

به گزارش مهر، ثبت جهانی نوروز توسط یونسکو در حالی اتفاق می‌افتد که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران چهار سال پیش (در سال 84) مدارک و مستندات لازم برای ثبت این رویداد مهم سنتی و باستانی را به مراجع ذیربط ارسال کرده بود.

بنا بر گزارشها پرونده ثبت نوروز به عنوان میراث غیر ملموس جهانی تقاضای مشترک کشورهایی نظیر ایران، پاکستان، آذربایجان، قزاقستان، هند، افغانستان، تاجیکستان و ترکیه بوده است.

از نظر آنها ثبت نوروز امکان بازشناسایی آن را در سطح جهان به وجود می‌آورد و می‌تواند فرصتی برای هرچه بهتر برگزار شدن این آیین‌ ویژه ملی در کشورهای مختلف و از جمله ایران باشد.

                                  گذري كوتاه بر هامش تاريخ ايران:

      نقشه ايران باستان

هنر و معماري:

ريشه‌هاي هنر ايران را بايد در ادوار پيش از تاريخ اين کشور جستجو کرد. از اواسط قرن 19 م. دانشوران و هنرشناساني در باز يافتن و طبقه‌بندي اين ريشه‌ها پرداخته‌اند و تا كنون نيز دانشوران و هنرشناساني به اين کار سرگرم هستند. از آغاز تاريخ ايران، بر اثر مهاجرت اقوام متعدد و فتوحات جهانگشايان ايراني و فرمانروائي متناوب بيگانگان، شيوه‌هاي گوناگون هنري وارد اين سرزمين شده است. اين شيوه‌ها همواره با سنت‌هاي ديرين بومي درآميخته است؛ اما تا پايان عهد صفويه 1135 ه. ق. هيچ‌گاه از اصالت آنها کاسته نشد. برعکس هنرهاي حاضر ايران از اين پيوندها نيرو گرفت و بي‌آنکه خصيصه خود را ببازد، گسترش و تکامل پذيرفت. در عصر شاهان هخامنشي 550 تا 330  ق. م.، بابليان، ليديائيان، مصريان و اقوام ديگري که به زیر فرمان کوروش بزرگ درآمده بودند و جانشينان وي بودند؛ در ايجاد فرهنگ و هنري که بر پايه بزرگداشت گذشتگان استوار بود، ايرانيان را ياري کردند. با آنکه تاثير سبک‌هاي معماري يونان و مصر و آشور در آثار تخت جمشيد آسان به چشم مي‌خورد، اما این مکان جهانی با الهام از آنان و طراحی کاملا ایرانی با شکوه هرچه تمام‌تر و با اصالت آریایی پایتخت امپراتوری 30 کشور جهان شد.

                        

                 همه جستار را در ادامه مطلب بخوانيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت |

نقشه ايران باستان

دين و مذهب:

مذهب آریایی‌های پیش از ظهور زرتشت به صورت  گسترده در سرزمین‌های آریایی‌نشین متحد بوده است. آریایی‌های پیش از زرتشت به آيینی باور داشتند که دنیا را به دو دسته تقسیم می‌کرده. یکی خیر و دیگری شر. نخستین گروه اهورایی و درستی و نیکی است. دسته دوم اهریمنی و زشت کرداری است. این دو گروه با یکدیگر در همه موارد زندگی در سیتز هستند. آيین میترائیزم ایران یکی از این باورهاست که از کهن‌ترین آيین‌های جهان محسوب می‌شود و از اروپا تا آسیا نيز انتشار یافت. امروزه آثار اين مذهب در کلیساهای مسیحیت قابل رويت است. میترائیزم آيین مهر و دوستی و ستایش از نیروهای بزرگ خداوند بود. آب و آتش و خاک از این نیروهای جاودانه به حساب می‌آمدند. پس از ظهور زرتشت اسپنتمان همه گروه‌ها و آيین‌های چند خدایی یکی شدند و دینی واحد تشکیل دادند که اهورامزدا خدای يگانه آنان گشت. گات‌ها بزرگ‌ترین سند یکتاپرستی ایرانیان زمان اشو زرتشت است. در یشت‌ها و یسنا با اینکه از اصول زرتشتی پیروی شده است، ولی چهره‌های دینی میترایی نیز در آن دیده می‌شود. دلیل این امر را شاید بتوان متحد کردن همه آيین‌ها توسط اشو زرتشت دانست. زرتشت ضمن احترام به همه گروه‌های دینی و مذهبی آن روزگار دینی مترقی‌تر و يكپارچه را برای آنان به ارمغان آورد. اين امر موجب پایداری و گستردگي بزرگ زرتشتیان در منطقه خاورمیانه، شبه جزيره هند و.... شد؛ زیرا در صورت رد کردن همه گروه‌های دینی آن روزگار، احتمال شکست دین نو وجود داشت و شايد هم تمامی آيین‌های کهن و باستانی ایران برای همیشه از یادها مي‌رفتند. با این دو احتمال زرتشت نیک‌ترین روش را برای آوردن دین خود برگزید و میترائیزم را کامل رد نکرد و با احترام به آن، یکتاپرستی آيین‌های انسان دوستی و راه و روش نیک زندگی کردن را به روشی درست و اصولی‌تر به آن اضافه نمود. زبان اوستایی ایرانیان باستان نیز امروزه با اینکه واژه‌هاي تازی را پس از اسلام به خود راه داده است، اما همچنان پایدار و استوار است و مایه مباهات فرهنگ و تاریخ و تمدن ایران مي‌باشد. خود واژه اوستا در معنا، اساس٫ بنیاد و ریشه نامیده می‌شود :

زبان کهن اوستایی ایران

1) شعبه شرقی: اين شعبه خود شامل دو قسمت پارسی میانه يا ختنی، سغدی، خوارزمی و پارسی کنونی يا آسی، پشتو، لیننانی (سغدی جدید)، لهجه‌های فلات پامیر

2)  شعبه غربی: اين شعبه شامل سه قسمت به شرح زير است:

1) پارسی کهن: اوستایی، پارسی باستان (کتیبه‌های هخامنشیان)، مادی (بین 2200 تا 4000 سال پیش)

2) پارسی میانه: پارسی میانه (پهلوی) پارتی اشکانی (پهلوی) زبان اقوام پارت آریایی (بین 2200 تا 1400 سال پیش)

بقيه را در ادامه مطلب مطالعه فرماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت |

نقشه ايران هخامنشي

مقدمه

چرا تاريخ مي‌خوانيم؟

از آن جا كه تاريخ ميراث یکپارچه هر مردمی است؛ و همگان به آن درون‌دوستی، پيوند و دلبستگي نشان مي‌دهند؛ و خود تاريخ نيز در نگاره‌پردازي فرهنگ همگون در گستره مردم‌زيستي، يادگار بنياديني از  رويدادها نمايش مي‌دهد، از آن مي‌توان به مثابه پايگاه و جايگاه استواري در فرهنگ همگاني و شيوه زندگي و اداره زيستگاه مردم ياد كرد و از داده‌هايش پند آموخت. پس، هر كس بايد بداند از كجا برخاسته و چگونه بخشي از اين زمين را از آن خود كرده است؟، با چه كساني در پيوند بوده؟، از كجا با ديگري دشمني پيدا كرده و يا به درستي رسيده است؟، در رسيدن به بالندگي مردم از كهن باستان تا به امروز چه كاركردي داشته است؟، به ديگران چه داده و چه گرفته است؟ راهبران و قهرمانان و پهلوانان آن در گذر تاريخ چه كساني بوده‌اند؟ كدام دوستان و اي بسا خودفروختگان و پشت‌كردگان به ميهن و خويشان، خودنمايي كرده‌اند؟ براي نگهداشت آب و خاك نياكانشان چه از خود گذشتگي‌هايي نشان داده‌اند؟ آيا مي‌شد شكست‌ها را با رنگ پيروزي دگرگون كرد؟ آيا مي‌شد پيروزي‌ها را پاينداني كرد؟ اگر مردم ما در رويدادهاي تاريخي كندوكاوي و جستارگري مي‌كردند و  سرگذشت‌هاي تلخ و شيرين را مي‌خوانند و سبب‌ها و پديدآورندگانش را مي‌شناختند، آيا دوباره زير تازيانه ستم گنگ مي‌ماندند و دم برنمي‌آوردند؟ آينده را پيش بيني نمي‌كردند و به چاره جويي برنمي‌خاستند؟

شوربختانه، بر دامن زادادگاه دردمند ما، گذشته‌خوان و گذشته‌دان بسيار اندك‌تر از ديگر كشورها است. به همين سبب، تاريخ هيچ‌گاه چون دستمايه براي دردشناسي مردم و شناخت بيماري زندگي گروهي، به كار گرفته نشده است.

 پس، نگارنده با اميد به پسيني بهتر، با نگاهي كوتاه و همراه با پيوستگي جستاري به تاريخ اين مرز و بوم، آرزو دارد بتواند اندک كمكي به پرورش انديشگان بنمايد و شاید هم در اين گذر رهی به سوی مینوی‌گزيني مردمان به جاي دوزخ‌زيستي رنج‌آگين گشوده گردد.

در پناه كردگار - همراهي كنيد!

 

تاریخچه نام ایران (ائیرینه وئجه)

سرزمین ورجاوند ایران یکی از گهواره‌های تاریخ و تمدن بشری محسوب می‌شود که همیشه صحنه ساز دلاوری، مردانگی، روحیه ظلم ستیزی، موسیقی عرفانی و پر معنا، ادبیات نیک و سترگ، منابع طبیعی و اهواریی ارزشمند، آب و هوایی چهار فصل و معتدل، تاریخ و فرهنگی بس بزرگ و کهن بوده است که بسیار اندک فساد اخلاقی و  فحشا را در کل تاریخش شاهد بوده است. نام این سرزمین نیز مانند دیگر نعمات بزرگ‌اش داری پشتوانه‌ای بس طولانی، زیبا و پر معنا می‌باشد. واژه ایران کنونی از واژه‌های کهن هزاران ساله برداشت شده است. ائیرینه، ائیرینه وئیجه:

ائیرینه: این واژه در فرس هخامنشی آریا و در پهلوی اران است و آریارامنا (آریارمن) نام جد داریوش بزرگ مشتق شده از همین واژه می‌باشد.

همه جستار را در پیوست (ادامه مطلب) بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت |

مقدمه

در احوالات شهر باستاني كازرون مي‌توان داستان‌ها نوشت و فريادها از زبان پريشان و بيشاپور و تنگ چوگان و ..... بر گوش فلك نواخت. اما چه مي‌شود كرد كه نه زمان امان دهد و نه حوصله!......

روزي كه دو وزير كازروني همزمان بر مسند قدرت نشستند؛ مردمش را بر اين باور استوار گشت كه زين پس كازرون را زراندود بر منظر نشينم و فراز آن را نورافشان خورشيدگون بينم!؟ اما چه حيف كه امروز به قول كازرون نمايان"خداحافظي وزيران كازروني" مردمش را چنين انديشه‌اي بايد كه اي كاش هرگز وزارت نبوديم......

الغرض، تارنماي كازرون نما مطلبي در باره خدا حافظي وزيران كازروني نوشت كه در ذيل نظرات، مواردي توسط برخي از همشهريان عزيز در باب وزارت دوستان نگاشته گرديد. گفته در دل آمد كه اشارتي هم چو مته بر خشخاش نهادن؛ شايد روزي گوش‌ها فراخ نمايد و بر عمل تاثير!؟ لذا اندرين گذر خوب جستم كه آن نظرها آورده شود و سپس دمي با سخناني ارزنده از تاريخ و تاريخ سازان گاه تلف كنيم.

اميدوارم همشهريان گرانقدر نظر خود را در مورد گفته‌هاي ديگران و باور خود شفاف ارائه فرمايند.

 نظرات مردم:

بنده هم از تمام زحمت هائی که آقای نوذری برای نودان کشیدند تشکر می‌کنم. فکر می‌کنم اگر 4 سال دیگه وزارت ایشان طول می‌کشید شاهد انتقال شهر کازرون و ادارات آن به بخش نودان بودیم. وزیری که بیشتر از یک روستا را نمی‌بیند چه به مملکت داری و به قول قدیمی‌ها هر کسی را بهر کاری ساختند.

یا حق

سلام

بود و نبود اين دو عزيز براي كازرون فرقي نداشت. اصلا آيا آنها كاري براي كازرون كردند؟

تازه يكي از اين دو عزيز نيز در راه احداث تونل بناف هم سنگ انداري مي‌نمود. مع‌الوصف من كه از عدم معرفي اين دو همشهري به هيچ وجه نگران نشدم.

تعويض اين دو وزير درس عبرت آميزي براي اصول گرايان است كه بدانند كه هر كس در مقابل احمدي نژاد بايستد بايد از صحنه حذف شود ولو انتقاد از وزير مورد حمايت بيگانگان باشد در ضمن اقاي نوذري نبايد ناراحت باشند اين كار نتيجه تبليغات انتخاباتي ايشان است براي احمدي نژاد. بنظر بنده وزرايي كه كيلويي روي كار بيايند بالاخره سرنوشتشان مثل ايشان خواهد شد. بياييم با هم يك بار دگر نظاره‌گر وزير ديگر باشيم

سلام

دو روز با دلم ور رفتم كه نظر ندهم اما ...

متاسفانه همانگونه كه دوستان فرموده‌اند، اين دو همشهري چندان هم براي كليت شهرستان موثر نبودند. در مورد جناب سليماني كه هيچ!؛ زيرا ايشان علي‌رغم ارادت بنده نسبت به تدين و پاكي نفسشان نه براي زادگاه خود و نه براي شهرستان كار مثبت و قابل ذكري انجام ندادند. كافي است سرعت اينترنت را در كازرون بررسي كنيد!؟

در مورد اون يكي آقا كه همواره با انجام برخي از امور شخصي براي تعداد انگشت‌شماري از غير فاميل و به وفور براي فاميل نزديك خود، جز هياهوي رسانه‌اي و زنده‌باد گويان منفعت طلبان، براي كل مردم شهرستان غير از بخش كوهمره نه تنها كاري نكرد، كه در مواردي مثل بخش شاهپور و چنارشاهيجان حتي ضربات مهلكي هم بر پيكره آنها وارد آورد.

در اينجا با شجاعت فرياد مي‌زنم:

خدايا از سر تقصير من در سه دوره انتخابات در حمايت از نوذري بگذر. پشيمانم و در اين ماه مبارك و عزيز، هم در سحرگاه و هم افطار طلب آمرزش مي‌كنم. از مردم خوب و مظلوم كازرون عزيز به خصوص زادگاهم شاهپور ويران شده هم از ژرفناي دل پوزش مي‌خواهم و طلب بخشش. شايد عمرم كفاف جبران ندهد اما همين كه او با افشاي تعدادي انسان‌ شجاع و دلسوز وادار به رها كردن اين سنگر غصبي شد؛ از پيشگاه باري‌تعالي سپاسگزارم.

دوستان عزيزي چون حاج كرم .... و حاجي افر..... و......حتما منصفانه به ياد مي‌آورند كه چه شب نخوابيها و روز دوهايي فقط به عشق خدمت به مردم را براي اين آقا دويدم و هيچگاه در جشن پيروزي روز بعد از انتخابات حاضر نبودم. اما حيف كه امروز با غبطه از آن همه فرصت از دست رفته، چنين پشيمانم. اميدوارم كه فرهنگ مردم مظلوم كازرون روزي به جايي برسد كه به جاي لجبازي با اين و آن و فقط به عشق رشد و توسعه شهرشان افرادي را مورد لطف و مرحمت قرار دهند كه كلاه بر سرشان گشاد نباشد.

زنده باد كازرون و مردم بزرگش

جاويد ايرانزمين

سلام

الحق والانصاف که مهندس نوذری در زمان وزارتش روی همه انسان ...را سفید کردند.

مهندس نوذری شاهینش بجز در نودان به زمین ننشست و کازرون را هم فدای نودان کرد و فارس را همچنین و و ایران را هم نیز...

نودان باید برخود ببالد که چنین فرزندی زاد چرا که زادگاهی که ...ترین وزیر را به این ملک عرضه نمود جز فرصت های طلایی را بباد دادن حاصلی برای این ملک نداشت زایش چنین فرزندی بر همه نودانیان مبارک و فخر و میمون باد. تعصب او بسیار و فن سیاستش در کنار همین تعصب بیخود که مانع از بکارگیری سیاست بود خشک و برهوتی و شورزارگون در یاد تاریخ می‌ماند.

با سلام

من نیز به عنوان یک فرد کوهمره ای نه تنها از برکناری نوذری ناراحت نشدم، بلکه کلی نیز خوشحال گشتم. در جواب آن عزیزی که گفته بود نوذری فقط برای کوهمره کار کرد باید عرض کنم: برادر من، نوذری در این 10 سال مدیریتش در وزارت نفت فقط و فقط نودان را دید و بس، نودانی که با وجود دارا بودن یک جمعیت 3000 نفری صاحب این امکانات تبعیض آمیز شد:

1- پتروشیمی 800 میلیون دلاری نودان که انشا الله با رفتن ایشان به زباله دان تاریخ می‌پیوندد. (در میان جنگل های انبوه بلوط)

2- سونا و جکوزی نودان با اعتبار 1.2 میلیارد تومان

3- دانشگاه پیام نور نودان با اعتبار بالغ بر 6 میلیارد تومان و تصاحب زمین غصبی منابع طبیعی فارس (بدبخت اون دانشجویی که میره نودان، این در حالی است که دانشگاه پیام نور کازرون با مشکلات شدید کمبود اعتبار مواجه است و شهر 40 هزار نفری قایمیه در 5 کیلومتری نودان فاقد دانشگاه است)

4- احداث مدارس متعددی که بلا استفاده هستند

5- سالن ورزشی مجهز آقایان و بانوان

6- در نودان میزان بیکاری منفی است

7- در این اواخر اینقدر این بنده خدا را جو گرفته بود که می‌خواست از بیشاپور تا سید حسین و قایمیه را تحت سیطره فرمانداری نودان درآورد

8- اگر در دولت دهم ایشان وزیر نفت می‌شدند مسلما باید وزارت نفت را به وزارت نفت و امور نودان تغییر نام می‌دادند

9- در اینجا لازم است از دکتر محمد صادقی عزیز این انتقاد را داشته باشم که علی‌رغم تمام ارادتی که مردم نسبت به جنابعالی دارند اما از اینکه شما بانی و مسبب اصلی وزارت مهندس نوذری بودید را نمی بخشیم و جواب محبت‌های شما را در انتخابات مجلس هشتم با آن اعمال ناشایست و حمله به ماشین شما و مصدوم ساختن طرفداران شما در نودان دادند

9- ما مردم کوهمره نوذری را نودانی می‌دانیم نه کوهمره ای و هیچ وقت به وجودش افتخار نکردیم و نمی‌کنیم

سلام

آخرین اقدام مهندس نوذری تخصیص 50 میلیارد تومان از اعتبارات وزارت نفت برای طرح آبرسانی دشت ارژن به نودان بود. حال به نظر شما چرا 3500 روستای استان خراسان رضوی می‌بایست با تانکر آب تامین شود اما برای یک روستای 800 خانواری 50 میلیارد تومان هزینه شود. وای بر شما که فردای آخرت چگونه با خدا رو به رو می‌شوید

سلام

مهندس نوذری یک سیاستمدار نبود بلکه یک سیاست باز بود. ایشان در ین اواخر حتی نمکدان را هم شکست و برای آنکه همچنان شانس وزرات را برای خود باقی بگذارد و اعتماد ریس جمهور را جلب نماید 10 روز پس از انتخابات اقدام به عزل فله ای مدیران ارشد و ریشه دار وزارت نفت نمود،کسانی که ایشان را در وزارت نفت بزرگ کردند.نوذری حتی اصغر رفیعی مدیر عامل حفاری نفت شمال را که ساکن نودان است و نوذری توسط این شخص به استخدام وزارت نفت درآمد برای حفظ منافع خویش از کار برکنار نمود.(اکبر ترکان،رضوی،کرباسیان،محدث زاده و اصغر رفیعی کسانی بودند که حکم ترفیع نوذری را زدند و نوذری حکم برکناری آنها را صادر کرد)شما قضاوت کنید............

با سلام

پیشنهاد می شود جهت نقد عملکرد مهندس نوذری در حوزه شهرستان کارون یک نظرسنجی یا نقد نامه به اجرا بگذارید تا ایشان درجه مقبولیت و محبوبیت خویش را در شهرستان کازرون بدانند.

سلام

لعنت اله علی القوم الظالمین

هر کی ظالم است!

*****

بعضي از كساني كه عليه نوذري مطلب مي نويسند نگرانند كه نكند وي در انتخابات مجلس نهم از كازرون كانديدا شود و برنامه هاي آنها به هم بخورد

****

حتما منظور این دوست عزیز ما انتخابات شورای شهر نودان و حضور نوذری در آن بوده و گرنه نوذری اگر عاقل باشد هیچ گاه در انتخابات مجلس نهم کازرون حضور نمی یابد تا حکم مرگ سیاسی خویش را صادر کند.

پندها و اندرزها

ترجمه‌اي از متون پهلوی ساسانی

به هیچ کس دروغ مگوی، به انجمن و جایی که می‌نشینی نزدیک دروغ گو منشین، بر هیچ‌کس فریبکاری مکن، آشکارا گویش باش، سخن دوگانه مگوی، زندگی کردن با دروغ بدتر از مرگ است.

سعدي

سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز      مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

خواجه نظام الملک

چون وزیر نیک روش و نیک رای باشد - مملکت آباد می‌گردد و لشگر رعایا خشنود و آسوده و با برگ می‌شود. پس پادشاه فارغ دل شود. اگر چنین نباشد مملکت آن خلل ایجاد می‌گردد که نتوان گفت.

منبع نظرات

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت |

به گزارش خبرگزاري فارس، محمود احمدي‌نژاد امروز شنبه سخناني در همايش سراسري قوه قضائيه عنوان كرد كه در اينجا بخشي از آن آورده مي‌شود. براي مطالعه كامل به لينك داده شده در آخر همين پست مراجعه فرماييد:‌

 - درست در زماني كه انديشه ماركسيسم مرده است، ملت ايران پرچم خداخواهي و عدالت‌خواهي را برافراشته است، كه اين امر گمشده بشر در طول تاريخ است.

- ملت ايران و جمهوري اسلامي ايران با رفتار خود در حال پر كردن خلاء‌ امروز جهان، يعني عدالت‌خواهي است.

- انتخابات 22 خرداد مانند انفجار نور دنيا را روشن كرد و حضور 40 ميليوني كه به نمايندگي از 70 ميليون پاي صندوق‌هاي راي آمدند و دموكراسي ليبرال را به زير كشيدند و حضور اين افراد راي به آرمان‌هاي الهي و انقلابي و خط بطلاني بر انديشه‌هاي ليبراليسم بود و 22 خرداد ، مجلس ختم دموكراسي و انديشه ليبرال بود.

‌امروز اين فريادها و جيغ‌هايي كه مشاهده مي‌كنيد كه از سوي دشمنان زده مي‌شود به خاطر اين است كه كار آنها تمام شده و ترازي از آگاهي و آزادي ملت ما در دنيا به نمايش گذاشته شده و همه رفتارهاي آنها عليه ملت ايران را به زير كشيده است.

امروز اين سوال در دنيا مطرح است كه اگر آزادي آن چيزي است كه در ايران برگزار شد؛ پس حرفها و صحبت‌هايي كه در دنيا مطرح است، چه چيزي است و اينگونه آنها را وحشت فرا گرفته چرا كه الگويي كه ايران مطرح كرده است با الگويي كه آنها مطرح كرده‌اند هرگز قابل مقايسه نيست چرا كه ملت‌هاي آنها نقشي در شيوه زمامداري ندارد. لینک کامل مطلب


همسرالهام: موسوی خونخوار، لاریجانی و باهنر فتنه گر، احمدی نژاد پاک‌ترین و مظلوم ترین است. اين يعني احمدي‌نژاد پاك‌ترين و مطمئن‌ترين رئيس‌دولت‌ها در طول سي‌سال عمر جمهوري اسلامي، اما: هاشمي رفسنجاني، مافياي قدرت و ثروتش را از قبل از انتخابات به راه انداخت تا ملت را و نظام و اسلام را در صورت شكست ناپاكي‌ها، تبعيض‌ها، ثروت‌اندوزي‌ها و قدرت‌مداري‌هاي خود و خانواده و مديرانش از پاي درآورد. چنين است كه خانواده او دست به جنايات خياباني زدند و خود او در مخفي‌گاه نظاره‌گر و فرمانده سياست‌هاي اين كارزار. لينك مطلب

بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت |

مقدمه:

تاريخ قوم لر سرشار از جانبازي فرزانگاني است كه همواره عشق به ميهن و مردم را سرلوحه خويش قرار ‌داده و چون مرواريدي گران بر پيكر مام وطن درخشيده است. هر گاه فرصتي به دست ‌آورد نمايش انسانيت را در قالب حقوق بشر به تماشا گذارد. اينك پس از 240 سال مردي ديگر از اين تبار رخ نموده و در پي وكالت ايرانيان است. پس، با كمي وارسي و كنكاش در چشم‌اندازهاي شيخ بزرگ و مقايسه با كريم‌خان زند به عنوان تنها حاكمي كه حاضر نشد نام شاه را يدك كشد شايد بتوان آگاهي بيشتري به مردم داد تا بر اساس واقعيات تاريخي يك بار ديگر سكانداري كشتي پيشرفت ايران عزيز را به دست پرتوان اين فرزند زاگروس تبار بسپارد.

مهمترين رئوس برنامه‌هاي اجرايي كريم خان زند

1- ‌ایجاد امنیت سیاسی و قضایی و برقرار کردن آرامش در کشور.

2- عدالت در تعهدات اجتماعی و رعایت مقررات کشوری مانند پرداخت مساوي مالیات.

3- قطع نفوذ والیان و امرا و بیگلر بیگیها.

4- احترام به علما و دانشمندان.

5- عطوفت و مهرباني با طاغیان و یاغیان پس از سرکوب.

6- کاهش مالیاتها و خود سری و ظلم و جور مالکان نسبت به رعایا.

7- ايجاد نظم اداري و قطع رشوه خواري و تساوي حقوق مردم.

8- ايجاد عمران و آباداني و بسط ارتباط منطقي با دول بيگانه.

مهمترين رئوس برنامه‌هاي شيخ اصلاحات

1- احیا و بسط حقوق شهروندی برای رسیدن به عدالت واقعی در عرصه‌های مختلف سیاسی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.‌

٢ - ‌‌ایجاد توازن میان ملت و دولت، افزایش استقلال، اتکای به نفس میان مردم و افزایش حرمت و کرامت انسانی آن .

۳ - کوچک کردن دولت و حذف بسیاری از بخش‌های غیرمرتبط و زاید با وظیفه دولت.

٤ - سرازیر شدن بخش مهمی از ‌این درآمدها به سوی سرمایه‌گذاری و بازار سرمایه.

٥ -‌ ایجاد بستر مناسب برای خصوصی‌سازی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی.

۶ – کم ‌تاثیر بودن اجرای ‌این سیاست در افزایش تورم و جهش قیمت‌ها زیرا از طریق افزایش نقدینگی عمل نخواهد شد .

٧ - تقویت هویت و وحدت ملی از طریق دریافت برابر مردم از ثروت مشاع آنان که کمک مهمی به امنیت کشور می‌کند .

8- خارج کردن بخشی از نفت از بودجه دولت و اتکای حکومت به منابع مالیاتی و دیگر منابع.

آيا شيخ ما هم بر اساس سنت نياكان دست به كار شده است؟

مقاله کامل را اینجا بخوانید

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت |

مقدمه:

25 اردیبهشت، یکی از روزهای ورجاوند برای ایرانیان است. زیراکه سازمان ملل متحد اين روز را به نام فرزانه نستوه و فرهیخته طوس و ابر ستاره کهکشان چکامه ایران و فرنشین چکاد حماسه سرایی جهان، فردوسی بزرگ نامگذاری كرده است. در اين گفتار بي‌مناسبت نديدم كه با توجه به چالش‌هاي كنوني محيط زيست در كشور، به ويژه شهرستان عزيزمان كازرون، با گشت كوتاهي در اينترنت و استفاده از نظر عاشقان طبيعت، نگاهي به ديدگاه تاريخي حكيم سخن به اين مقوله داشته باشم. اميدوارم كه مورد پذيرش و استفاده هم ميهنان و همشهريان گرانقدر قرار گيرد.

شاهنامه و محيط زيست

حماسه  پاسدارنده فرهنگ ایران زمین تنها در بر دارنده نبردها، پهلوانی‌ها، دلدادگی‌ها، سوزها و دردها، اندیشه‌های دینی و... نیست. در شاهنامه بنیان‌های اندیشه فرزانه طوس را در این یادگار کهن ادب پارسی را در زمینه پاسبانی از سپهر جاندار و بیجان را می‌توان یافت. شاهنامه به گفته خداوندگار حماسه جهان

بود بیت شش بار بیور هزار       سخن‌های شایسته غم گسار

 در این شصت هزار بیت نامه نامور شهریار، سروده‌های فراوانی در وصف اسب و شیر و پلنگ و نهنگ آمده است به عنوان نمونه آنجا که  در نبرد اشکبوس و رستم، او را با جانداران تنومند و پرتوان سنجیده است:

به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگ      پیاده بیایند هنگام جنگ     

اما شاید یکی از نامورترین سروده‌های وی آنست که ما را از آزردن مورچگان نیز باز می‌دارند و این به می‌فهماند که از دیدگاه فردوسی بزرگ آزردن یکی از کوچکترین جانداران ناشایست است چه رسد به کشتن و از میان برداشتن دیگر جانداران  ....

سیه اندرون باشد و سنگدل            که خواهد که موری شود تنگدل

میازار موری که دانه کش است        که جان دارد و جان شیرین خوش است

پاسداری از حقوق حیوان‌ها در همین دو بیت از شاهنامه به روشنی آشکار است. این در حایي است که ما ایرانیان با شکارهای بی‌رویه و شکستن حریم زندگی آبزیان و غیر آبزیان هر گونه ستم را که خواسته‌ایم بر زیستگاه‌های آنها وارد کرده‌ایم.

آنچه که بر سر گوزن زرد ایرانی آمده، آتش زدن تالاب پریشان که به از میان رفتن گونه‌های فراوان جانداران بومی و کوچنده شد و یا بحران زیست محیطی کشند قرمز که زاییده پسماندهای کارخانه‌ها بوده و به مرگ ماهیان بسیاری انجامید و نیز این اواخر آنچه بر سر پارک ملی کویر که زیستگاه یوزپلنگ و گورخر ایرانی بوده است، و پيش‌بيني ويراني بخشي از جنگل بلوط شهرستان كازرون، همه گواه نابردباری برخی از نامردمان است که وصفشان این سخن فردوسی است :

نه گویا زبان و نه جویا خرد           ز خار و ز خاشاک تن پرورد

چو جایی‌ بپوشد زمین‌ را ملخ      ‌ برد سبزی كشتمندان‌ به شخ‌

 تو از گنـــــج‌ تاوان‌ او بازده‌           به كشور زفرمـــوده‌ آواز ده‌

چه ما بخواهيم چه نخواهيم نظام طبیعت به خودی خود استوار است و به بيان فردوسي:

نه گشت زمانه بفرسایدش                     نه رنج و تیمار بگزایدش

پس بیاییم از این همه بی‌مهری به طبیعت جاندار و بی‌جان دست برداریم  و حقوق  نسل‌های آینده را نیز پاس داریم.

ما بايد در برابر آیندگان پاسخگو باشيم.

بقيه را در ادامه مطلب مطالعه فرماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت |

رودخانه شاهپور

تلفن زنگ زد، صداي حق حق گريه شنيده مي‌شد. بسيار نگران شدم. خدايا باز هم اتفاق!؟ چه شده؟ چه حادثه ناگواري رخ داده؟ خدايا نكنه باز هم جان انساني گرفته شده باشه. گريه امانش را بريده بود. من هم لرزان و بي خبر از همه جا خشكم زد.

گفتم: آقا شما را به خدا كسي طوريش شده؟ تصادف؟ سكته؟ چي!؟

كمي آرام شد و .....آهي از درون! بله من از آن دنيا حرف مي‌زنم!!. كلنگ رو به جاي آب زمين زدند.

آقا كلنگ چيه؟ شوخيت گرفته!؟

عقده دل گشود:

اي بابا، اين ديگه چه زندگيه؟ نزديك 20 ساله با صدور آب رودخونه شاهپور زندگيمون نابود شده و حالا به جاش كلنگ سالن ورزشي برامون مي‌زنن و كار دولت را به نام خودشون و پول نفت مي‌گذارن. شايد اين يكي هم كار اون نماينده قبلي باشه!

شاليزارها خشك، باغات بي آب و در حال نابودي، چاه كم آب، بچه‌ها دربدر دنبال كار و مسافركشي و كارگري، اما دانشگاه و زمين فوتبال و پتروشيمي و اتوبان و  .... مال .......! حالا ما هم با شكم خالي بايد بريم سالن ورزش كنيم. خب بچه‌هاي ما كه زمستون و پاييز و بهار روي همين شاليزارهاي خشك گوپه بازي (فوتبال و واليبال) مي‌كردن. تابستون هم كه سيگار و كبريت فروشي داخل كپر و چادر و كومه كنار جاده يا دربدر تو بندرها دنبال يه لقمه نون.

گفتم: حالا چه اشكالي داره؟ بالاخره سالن ورزشي كه بد نيست. گفت: به چه دردي مي‌خوره. گفتم هم ورزش و شايد هم چند كاره...

گفت: نه بابا اين كه كتابخونه نيست كه اگه كتابخون پيدا نشد، تبديلش كنيم به انبار انار!؟

گفتم: خب حداقل سقف داره!

با عصبانيت گفت: مسخره مي‌كني!؟؟ همين شماها بوديد كه 12 سال ما را هل داديد كه دنبال اين بدويم. بدبختانه نه تنها كاري براي بازگرداندن آب انجام نداد؛ بلكه منطقه را هم به عنوان دارا (برخوردار) ثبت كرد. خودش هم امروز اقرار مي‌كنه كه هيچ كاري براي مردم شاهپور نكرده.

گفتم: خب شايد بخواد جبران كنه.

گفت نه خير، اينطوري نيست. اون اگه كاري هم از دستش بربياد، حتما اين دفعه هم مي‌خواد ..... شهرستان بكنه. نه ديگه كور خوانديد كه ما را مثل 3 دفعه قبل گول بزنيد.

خطاب به اين سراپا تقصير: اي بدترت باشه! مگه همين تو نبودي كه پدر ما را درآوردي و سينه چاك مي‌دادي و سرت رو جلو سنگ مي‌گذاشتي!؟ ديدي چطور رودرروي مردم شاهپور ايستاد ....... مخالفت كرد. شايد هم توي رد ...... دخ ... داشته!

گفتم: خواهشا راجع به اين موضوع ادامه نديد؛ چون بحث شخصي ميشه. از آن گذشته من كه مطمئن نيستم. نمي‌خوام حق‌الناس بشه؟

خير!! گويي اصلا حرف تو گوشش فرو نمي‌رفت. الله اكبر!

 گفت: هنوز هم از رو نميري؟ حداقل به خاطر ..... حتي اين آقا حاضر نشد يك بار هم تو مراسم شركت كنه، خجالت بكش و ديگه ازش دفاع نكن!؟؟

سكوت كردم.... زبونم بند اومد. خب چي داشتم بگم!؟. آخه حرف حق كه جواب نداره. ده‌ها حرف ديگه هم زد كه فعلا بماند. شايد درست مي‌گفت. اقرار مي‌كنم كه من هم با عملكرد انتخاباتي آن روزها در ايجاد مشكلات اين مردم شريك هستم. پس چي بايد مي‌گفتم. تنها كاري كه از دستم براومد معذرت خواهي، طلب عفو، استغفار، دلداري و...... بود.

به راستي چگونه مي‌توان ميلياردها خسارت را با احداث يك يا چند سالن ورزشي و..... جبران كرد!!!؟؟؟

منبع: روزنامه طلوع، شماره ۹۴۱ یکشنبه  ۱۳ اردیبهشت ۸۸

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت |

در آخرين جلسه كلاس اين نيمسال، دانشجويي تحت تاثير ماهواره‌ها چنان در مورد فرهنگ و تاريخ اروپا و دموكراسي آمريكا داد سخن سر مي‌داد كه گويا خود در بيغوله‌اي زاده شده و هيچ پيشينه‌اي ندارد. لحظه‌اي اندوهگين شدم  و بدجوري دلم گرفت. خواستم چيزي بگويم اما با توجه به عدم همخواني موضوع با عنوان درس و احتمال برداشت غلط و يا امكان سوق دادن دانشجويان به سمت افراطي‌گري، تنها به اين جمله بسنده كردم:

اي كاش كمي هم از تاريخ كشور و دين و مذهب خودتان مي‌دانستيد.

اي كاش به جاي اين همه پرسه بي‌مورد در اينترنت و چت‌بازي و عكس و كليپ‌هاي آنچناني دقايقي هم "كلمه تاريخ ايران، دين و مذهب" را جستجو مي‌كرديد"

متاسفانه هنوز هم نمي‌دانيم و یا شاید نمی‌خواهیم بدانیم كه علت گرايش به فرهنگ بيگانه چيست؟ بيگانگي با ‌هويت، نا آشنايي با فرهنگ خودي، پيشتازي بيگانگان در مطالعه و پژوهش‌هاي فرهنگي و تكنولوژيك  و يا عدم توانايي ما در اجراي عمليات مربوط به اهدافي كه نظام مشخص كرده است. ما بايد بدانيم، اگر چيزي را از جوان گرفتيم، بايد و حتما و قطعا جايگزيني متناسب با پيشينه و نوع انديشيدن خانواده‌ها به آنها بدهيم، وگرنه خود خواهد يافت، آنهم نوع نامرغوب و نا متناسخ با فلسفه اجتماعي خود كه شايد نوك تيز پيكان استعمار غارتگر، بهترين ارمغانش باشد. ما بايد بدانيم كه دگرگوني هزاره سومي ثانيه‌اي است. قرن مايكرو تكنولوژي است، قرن ديجيتال است. به قول چارلز هندي (عصر سنت گريزي): در قرن بيست و يك فقط ديوانگان مي‌توانند پيشرفت‌هاي آني را درك كنند؛ زيرا عقل ياد گرفته است كه رشد تدريجي را بپذيرد. پس اگر بچه انسان با يك آمپول در لحظه زاده شدن چون گوساله‌ها بر پا ايستاد و راه رفت، يا بايد به عوالم ماورايي پيوند بخورد و يا ديوانه شويم. پس، اجتناب و گريز از هزاره سوم را بايد از خود دور ساخت. فلذا شايد نخستين گام در ايجاد خود باوري شناخت خويشتن و تاريخ و پيشينه باشد. از اين‌رو، بار ديگر برگي از گستره فراخناك تاريخ كهن نياكان خود را در مورد پوشاك به تماشا مي‌نشينيم. به اميد اندك تاثيري بر جوانان گسسته از فرهنگ خودي.

مقدمه:

برابر اسناد تاريخي موجود، ایرانیان با بیش از 10 هزار سال تمدن بنيانگذار بسیاری از دستاوردهای بشر بوده‌اند. شاهد ما يافتن نخستین ابزار ریسندگی و بافندگی مربوط به  7 هزار سال پیش از میلاد مسیح در غار كمربند، نزدیك بهشهر، يا پيدا شدن سوزن‌های سوراخ‌دار در قدیمی‌ترین بخش‌های شهر باستانی شوش در خوزستان.

                                         گردآوری و تدوین: دکتر اسفندیار دشمن‌زیاری

  بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت |

تابناك: سفارت عراق در ژاپن در بروشورهاي تبليغاتي خود، از نام جعلي خ‌ل‌‌ي‌ج ع‌ر‌ب‌ي استفاده كرده است.

به گزارش سايت مركز فرش ايران، بروشورهاي تبليغاتي سفارت عراق در ژاپن که به منظور معرفي کشور عراق به شهروندان ژاپني در ميان آنان توزيع مي‌گردد، با به‌کارگيري عنوان جعلي خ‌ل‌‌ي‌ج ع‌ر‌ب‌ي براي «خليج فارس»، عملا نشان از خروج اين سفارتخانه از حدود روابط دوستانه و حسن همجواري دارد.

آيا چاره‌اي براي اين اقدام انديشيده شده است؟! آيا سفارت ايران در ژاپن اصلا خبري از اين موضوع دارد؟ و اگر خبر دارد آيا واکنشي نيز نشان داده است؟

آخرين اخبار حکايت از حضور سفير عراق در جشن روز ملي ايران در ژاپن در محل سفارت ايران دارد و هيچ واكنشي نيز در سايت سفارت ايران در ژاپن نسبت به اين اقدام سفارت عراق مشاهده نمي‌شود.

نکات مورد توجه و شگفت انگيز:

سیری در تاریخ عراق = بابل، آشور، كلده، ايران، عثماني و....!؟؟

نخستین قوم‌های باستانی ساکن سرزمین کنونی عراق سومریان، اکدی‌ها، آشوری‌ها، اموری‌ ها، و کلدانی ها بودند که در حدود 2 هزار سال پیش از میلاد حکومتهایی را در میان رودان تشکیل دادند.

دوره باستان

در حدود 500 سال پیش از میلاد، دولتشهرهای مختلف عراق توسط کورش بزرگ هخامنشی از بین رفت و عراق کنونی جزئی از ایران شد. پس از هخامنشیان حکومتهای سلوکیان، اشکانیان، و ساسانیان بر عراق حکومت کردند. در دوره ساسانی عراق اهمیت بسیاری یافت و پایتخت ایران یعنی کلانشهر تیسفون در میانرودان قرار داشت. عراق کنونی در تقسیمات کشوری ساسانیان، دل ایرانشهر یا سورستان نامیده می‌شد. ایوان مداین (طاق کسری) از آثار این دوره است.

دوره اولیه اسلامی

در اوایل سده یکم هجری (میانه سده هفتم میلادی) در زمان عمر خلیفه دوم، اعراب مسلمان حکومت ساسانی را از بین بردند و عراق جزئی از قلمروی اسلامی شد. امام علی (ع) مرکز حکومت اسلامی را به کوفه منتقل کرد و به این ترتیب عراق اهمیتی بسیار یافت. از سال 41 تا 132 هجری عراق زیر سلطه حکومت امویان قرار گرفت. در دهم محرم (عاشورا) سال 61 هجری امام حسین (ع) توسط یزید بن معاویه خلیفه دوم اموی در کربلا به شهادت رسید.

خلافت عباسی

در سال 132 هجری عباسیان جای حکومت اموی را گرفتند. ابوالعباس نخستین خلیفه عباسی بود که در سال 132 در کوفه به خلافت نشست. منصور در سال 145 پایتخت عباسی را به شهر نوبنیاد بغداد انتقال داد. بغداد روستایی در کنار رود دجله و در نزدیکی تیسفون (مداین) بود که به معنای داده بغ (خداداد) است. پس از آن بغداد مهمترین شهر اسلامی و مرکز دانش و فرهنگ و علوم شد. اوج شکوفایی خلافت عباسی در عصر هارون الرشید (اواخر سده دوم هجری) بود. از آغاز خلافت عباسی تا اوایل سده سوم هجری قمری ایرانیان نفوذ زیادی در حکومت عباسی داشتند. خلافت معتصم (227-218ق.) سرآغاز دوره تسلط ترکان بر خلافت عباسی است. و.............

حکومت عثمانی

پس از یورش مغولان حکومتهای مختلفی بر عراق سلطه راندند تا اینکه در اواخر سده نهم هجری خورشیدی (اوایل سده شانزدهم میلادی) شاه اسماعیل یکم صفوی، عراق را مجدداً جزئی از ایران کرد. ولی در زمان شاه تهماسب یکم عراق به دست حکومت عثمانی افتاد و از آن زمان تا سال 1298 ه.خ. (1919) عراق از ایالتهای مهم عثمانی محسوب می شد.

دوره معاصر

پس از متلاشی شدن امپراتوری عثمانی کشور کنونی عراق که جزئی از آن بود در سال 1298 به تصرف بریتانیا درآمد. کشور عراق از ۳ ولایت موصل در شمال، بغداد در مرکز و بصره‌ در جنوب تشکیل شد. در سال 1311 (۱۹۳۲) عراق استقلال خود را از بریتانیا کسب کرد و تا سال 1337 (۱۹۵۸) حکومت خاندان ‌هاشمی که‌ دست‌نشانده‌ بریتانیا بود بر آن حاکم بود تا اینکه‌ در ۱۴ ژوئیه‌ ۱۹۵۸ با کودتای تیمسار عبدالکریم قاسم برانداخته‌ شد. عبدالکریم که‌ دارای عقاید چپگرایانه بود، با برانداختن حکومت سلطنتی، حکومت جمهوری تشکیل داد. دوران حکومت عبدالکریم پنج سال طول کشید تا اینکه‌ در سال 1342 (۱۹۶۳)، عبدالسلام عارف، وی را از حکومت خلع نمود. عبدالسلام عارف در سال 1345 (۱۹۶۶) درگذشت و برادرش عبدالرحمان عارف، زمام امور را در دست گرفت. در سال 1347 (۱۹۶۸)، عبدالرحمان عارف توسط جناح راست حزب سوسیالیستی عربی بعث برکنار شد و حزب بعث توانست قدرت را در دست گیرد. و این آغازی شد برای قدرتگیری صدام حسین و حاکمیت وی در دهه‌های آتی ادامه یافت. بقيه را هم خودتان بهتر مي‌دانيد...                                لينك مطلب

 نتیجه گیری:

تاریخ استقلال و مشهور شدن عراق به این نام!؟

نژاد اصلی مردم عراق؟ كرد (ماد - آريايي) سامي، آرمن، ترک ........ ايراني!!!

تیسفون یا مدائن پایتخت ايران در زمان ساسانیان در عراق است!؟

بغداد: بغ = خدا، داد----- خداداد در متون پارسی

زادگاه اعراب: سرزمين حجاز. فاصله با عراق چقدر است ....؟

تركيب جمعيتي عراق: تركمن، كرد، لر، عرب، فارس!؟ عجب!‌پس خليج عرب!!!؟

دين و مذهب: شيعه ۶۳٪، سني ۲۷٪- ساير اديان ۱۰٪

مذهب اكثريت ايرانيان: شيعه ۹۲٪

                         عجب قرابتي!؟  پس خليج عرب درست است...نه فارس!!؟

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت |

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 و ساعت |

                 سبک باران خرامیدند و رفتند ................ مرا بیچاره نامیدند و رفتند

                 سواران لحظه ای تمکین نکردند ........... ترحم بر من مسکین نکردند

                 سواران از سر نعشم گذشتند ................  فغان ها کردم اما برنگشتند

                 اسیر و زخمی و بی دست و پا من ...... رفیقان این چه سودا بود با من

                 رفیقان رسم همدردی کجا رفت؟ .... جوانمردان جوانمردی کجا رفت؟

                 مرا این پشت مگذارید بی پا ........... گناهم چیست؟ پایم بود در خاک

                 رها کردند در زندان بمانم  ................... دعا کردند سرگردان بمانم

                مرا اسب سفیدی بود روزی ............... شهادت را امیدی بود روزی

                بگو اسب سفیدم را که دزدید؟ .............. امیدم را امیدم را که دزدید؟

                شبی چون باد بر یالش خزیدم  ........... به سوی خانه ی ساقی دویدم

                چهل شب راه را بی وقفه راندم ....... چهل تصویر تا فی نامه خواندم

                ببین ای دل چقدر این قصر زیباست ... گمانم خانه ساقی همین‌جاست

                                                      

   click to larger pic

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت |

پارسه

به نخستين گور كشف‌شده‌ي شهر پارسه در 100 متري يگان حفاظت تخت جمشيد (پارسه) توسط حفاران غيرمجاز دست‌برد زده شد.

سرپرست هيأت كاوش باستان‌شناسي پاي تختگاه تخت جمشيد (پارسه) در گفت‌وگو با ايسنا، بيان كرد: در ادامه‌ي كاوش چاه‌هاي هخامنشي در پاي تختگاه تخت جمشيد (پارسه)، در يكي از كارگاه‌هاي كاوش به يك ساختار آجري چهارگوش با اندازه‌ي حدود 5/1*2 متر رسيديم كه آجرهاي قيراندودشده داشت. با ادامه‌ي كاوش‌ها مشخص شد كه اين ساختار يك گور مربوط به دوره‌ي هخامنشي است كه اسكلت درون آن به‌دليل فشار آجرهاي سطوح بالاتر به‌شدت آسيب ديده است. براساس بررسي‌هاي انجام‌شده، اين گور در جهت شمال به جنوب است و جسد نيز به پهلو، رو به باختر و به‌صورت جنيني درون گور بوده است. اين جسد روي يك كف آجري قيراندودشده بود و دربرابر آن، يك تنگ كوچك آب و زير سرش يك چراغ پيه‌سوز قرار داده شده بود. دو شيء براي داشتن آگاهي از بينش فرد دفن‌شده بسيار اهميت دارند. چراغ پيه‌سوز، نماد روشنايي و تنگ نماد آب است كه هر دو عناصري مقدس در فرهنگ ايراني‌اند كه در كنار يكديگر در گور، احتمالا به ‌معناي راه‌گشاي متوفي به جهان ديگر قرار داده شده‌اند.

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت |

شير آبادان

آيت الله جمي در سال 1304 هجري شمسي در قريه اَهرَم از توابع بوشهر در خانواده‌اي مذهبي ديده به جهان گشود. پس از تحصيل دروس حوزوي در نجف اشرف و کسب فيض از محضر علما و روحانيان صاحب‌نام راهي آبادان شد و در اين شهر اقامت گزيد. او از روحانيان مبارز دوران انقلاب اسلامي در آبادان بود.

دلير مرد تنگستان، پس از پيروزي انقلاب اسلامي توسط امام خميني (ره) به عنوان اولين امام جمعه آبادان معرفي شد. او تا سال 1383 که به علت بيماري در بيمارستان بستري شد، نماينده رهبر معظم انقلاب اسلامي در آبادان بود. او در هشت سال دفاع مقدس، حاضر به ترک آبادان نشد و در کنار شيرمردان شب‌زنده‌دار سنگر به سنگر شهر را از گزند دشمن مصون داشت. شهيدان زنده، گواه سرود مقاومت، شجاعت و شهامت او در حصر يك‌ساله‌اند.

"روانش شاد و يادش گرامي و راهش پر رهرو باد"

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت |

اي ايران اي مرز پر گهر

عصرایران- مسوولان دولتی و مجلسی حاضر در مراسم دیدار با بازنشستگان در اعتراض به پخش سرود" ای ایران ای مرز پر گهر" در آغاز این مراسم جلسه را ترک کردند. دوشنبه شب بازنشستگان در تالار سياره ميدان بهارستان ميزبان عبدالرضا مصري وزير رفاه و چند تن از نمايندگان مردم از جمله یکی از نمايندگان همدان بودند.

در ابتداي اين ميهماني، سرود "اي ايران، اي مرز پر گهر" پخش شد كه تمامي ميهمانان دولتي و مجلسی در اعتراض به این مسئله سالن را ترك کردند!

 اين مهماني که فرصتي بود تا بازنشستگان به طرح مشكلات خود با نمايندگان دولت و مجلس بپردازند به دلیل خروج اعتراض آمیز وزیر رفاه و نمایندگان و دیگر مسوولان دولتی به هم خورد و به درگیری لفظی بین بازنشستگان انجامید!

 

اشاره:

متاسفانه چنين روندي باب شده است كه گويا هر چه مربوط به پيش از انقلاب است بايد نفي شود. حتي موارد مربوط به هويت تاريخي اين سرزمين. اكنون از شما خوانندگان گرامي پرسش دارم:

با عنايت به كلام پيامبر اعظم (ص): "حب‌الوطن من‌الايمان"

و امام علي (ع): "بزرگترين استاد تجربه است" و............

1- آيا ارج نهادن به هويت و تاريخ نياكان، با اسلام تعارض دارد!؟

2- آيا چنين برخوردهايي موجب پديد آمدن عارضه "با خود بيگانگي" نزد جوانان اين مرز و بوم نخواهد شد؟

3- پخش يك سرود حماسي، چه مشكلي براي يك نظام مردمي مي‌تواند به وجود مي‌آورد؟

4- نظر شما نسبت به اين حركت مسئولين چيست؟

 

دُردانه‌ام ايران

ای سراي عاشقان پاکباز          

ای منور کهکشان بي‌نياز

خانه زيبا و خوش رنگ و لعاب        

گنبد مینای بي ‌مرگ و عتاب

ای تو مهد آرش و گودرز يل           

مادر شیران بي ‌مرز و بدل

ای وطن‌،‌اي درد بي‌پايان من          

ای مرا باشد فدایت جان‌و‌تن

ار كشندم بر دم تيغ و سنان

گر سپارندم به گوري در نهان              

جان فشانم در ره آزاديت         

خون دهم بر جلگه آباديت

چون تو را یزدان بود پروردگار         

زانکه کوروش باشَدَت بنیانگذار

مي‌زنم فریاد،‌اي‌‌دُردانه‌ام ایران،‌‌هوار 

كوچك است، جان و تن اسفندیار

                              آفتاب: زمستان 1365 - شلمچه

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت |

نخستین همایش ایران و استعمار انگلیس دیروز با سخنرانی اكبر هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در تالا‌رعلا‌مه امینی دانشگاه تهران برگزار شد؛ همایشی كه در آن دانشگاهیان و تاریخ‌پژوهان برای روشن كردن زوایای پنهان حضور انگلیس در ایران به سخنرانی و گفت‌وگو پرداختند.

هاشمی‌رفسنجانی در سخنرانی خود از تلا‌ش برخی كشورها برای ربودن دانشمندان ایرانی خبر داد و آن را نتیجه ضعف برخی مدیریت‌های داخلی دانست و بر اتخاذ راهکارهای مناسب به منظور جلوگیری از خروج دانشمندان ایرانی از كشور تاكید كرد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینكه تاریخ معاصر ایران مورد ظلم واقع شده است، گفت: از سویی واقعیات تاریخ در دوره قاجار مكتوم ماند و از سوی دیگر، طرف‌‌های مقابل ما به دلیل اینكه محكوم بوده‌‌اند، نخواستند كه این اسناد برملا‌ شود، به همین دلیل واقعیات را مكتوم نگه داشتند.

به گزارش ایلنا،وی به مقایسه ایران بعداز انقلا‌ب و ایران سال‌‌های دوران قاجار و پهلوی پرداخت و افزود: تاریخ معاصر مربوط به ۲۰۰ سال قبل است كه در آن، رفتار دولت‌‌های مسلط مانند آمریكا و روسیه با ایران بررسی می‌‌شود. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، تاریخ معاصر ایران را به نمایشگاه عجیب حرص، طمع، بی‌‌رحمی و حركات ضدانسانی استعمارگران از یك طرف و بی‌‌اطلا‌عی، بی‌‌عرضگی و ضعف مدیریت حكام ایران از سوی دیگر تشبیه كرد و افزود: وقایع تاریخ معاصر ایران را به خوبی می‌‌توان مانند سریال تاریخی به مردم نشان داد و این مسائل برای انسان‌‌های امروز و دانشجویان اهمیت دارد.

رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینكه ایران از موقعیت ممتازی در آن زمان برخوردار بود، گفت: میدان‌‌دار استعمار در درجه اول انگلیس و در درجه دوم روسیه است و البته فرانسه هم، گهگاهی نظری داشت اما به نظر می‌‌رسد اوضاع فرانسه نسبت به دو كشور بهتر باشد. وی ادامه داد: شبه‌قاره هند برای انگلیس در اولویت اول بود و یكی از راه‌‌های مهمی كه می‌‌توانست كشورهای استعمارگری مانند پرتغال و اسپانیا را به هندوستان برساند، ایران بود. انگلیس برای آنكه راه را بر رقبای خود ببندد، به ایران توجه كرد. هاشمی‌رفسنجانی با بیان اینكه ایران قربانی تنازعات استعماری شده است، اظهار داشت: ضعف ایران، استبداد حكام بود كه حضور مردم در صحنه را نمی‌‌خواستند و تنها راه حفظ حكومت خود را حمایت كشورهای خارجی می‌‌دیدند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: انگلیس در اولین جایگاه، با تحمیل قرارداد و حضور نظامی در جنوب ایران استعمار خود را آغاز كرد و روسیه نیز با استناد به وصیت پطركبیر برای دستیابی به آب‌‌های گرم به ایران حمله كرد و گرجستان كه از متصرفات شمالی ایران بود، تصرف شد. هاشمی‌رفسنجانی گفت:

یك سابقه شرمگین‌‌كننده تاریخ بین ایران، روسیه و انگلیس در مدت كوتاهی بر سر واگذاری امتیازات آغاز می‌شود. هاشمی‌رفسنجانی آخرین امتیاز دولت قاجار به انگلیس را امتیاز نفت در سال ۱۲۹۱ عنوان كرد و گفت: تا پایان دوران شوم سلطنت پهلوی كشور ایران گرفتار آن امتیاز شوم بود. وی به مجلس مشروطه اشاره كرد و گفت: ظاهرا انگلیس خواهان مشروطه در ایران بود اما خود، افراد خودفروخته را در كانون تصمیم‌‌گیری یعنی مجلس جمع كرد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت با بیان اینكه بعداز جنگ جهانی اول، تنها كشور سرپای استعماری كه نفوذش در ایران بلا‌مانع شد، انگلیس بود، ادامه داد: در این دوران با خروج نیروهای روسیه، انگلیس نیروهای خود را در شمال و جنوب كشور جای داد و به حق انگلیسی‌‌ها به ما خیلی بدهكارند و باید شرمنده باشند و ما از آنها، خیلی طلبكار هستیم. هاشمی‌رفسنجانی به قرارداد ۱۹۱۹ دولت پهلوی و انگلیس اشاره كرد و گفت:

خدا روح مصدق را رحمت كند و او را با بزرگان و نیكان محشور كند. با این كه مجلسی در آن زمان نبود، با آن قرارداد مخالفت كرد و تنها، آن را روی كاغذ نگه داشت. وی تاریخ دوره پهلوی را مورد بررسی قرارداد و اظهار داشت: دوره پهلوی سراپا تصمیم انگلیسی‌‌ها بود. آن حكومت با دستور آمد و با دستور رفت اما قاجاری‌‌ها این‌گونه نبودند و به جنگ با برخی استعمارگران پرداختند. رضاخان یك قزاق بی‌‌سواد بود كه با دستور آمد و هیچ اراده‌‌ای از خود نداشت. محمدرضا نیز كه روی كارآمد، چاره‌‌ای جز سرسپردگی به تصمیم انگلیسی‌‌ها نداشت. رئیس مجلس خبرگان ادامه داد: در اواخر حكومت پهلوی سفرای انگلیس و روسیه، هر روز با محمدرضا ملا‌قات می‌‌كردند و به او دستور می‌‌دادند. درست است كه ملت علیه حكومت پهلوی قیام كرد اما محمدرضا با دستور آنها رفت؛ همان‌‌هایی كه دولت مصدق را ساقط و دستاورد ملی صنعت نفت را ضایع كرده بودند.

هاشمی‌رفسنجانی امتیاز انقلا‌ب اسلا‌می به دولت‌‌های گذشته را متكی بودن به نیروهای مردمی عنوان كرد و گفت: مردم، اقیانوس بی‌‌كرانی هستند كه یار خالص مسوولا‌ن به شمار می‌‌روند و اگر مسوولا‌ن خودفروشی نكنند، مردم همواره در صحنه حضور خواهند داشت. وی به ۳ ركن انقلا‌ب اشاره كرد و گفت: نمی‌‌دانم ۳ ركن استقلا‌ل، آزادی و جمهوری اسلا‌می را چه كسی مطرح كرد، اما این موارد از فطرت مردم برخاسته بود. اگر یكی از سه ركن ضربه ببیند، دو ركن دیگر نخواهند توانست كاری از پیش ببرند. اگر آزادی نباشد مردم همكاری نمی‌‌كنند و اگر اسلا‌می در كار نباشد، ملت در صحنه حضور نخواهند داشت. هاشمی افزود: باید هشیار باشیم كه به خاطر برخی بی‌‌برنامگی‌‌ها و نسنجیدگی‌‌ها، فرصت‌‌ها از دست نرود. رئیس مجلس خبرگان گفت: دانشگاه تهران در گذشته می‌‌توانست تنها حدود یك‌هزار و ۵۰۰ نفر از اشراف و بزرگان كشور را در خود داشته باشد اما به بركت انقلا‌ب اسلا‌می در حال حاضر دانشجویان زیادی در كشور حضور دارند و باید مراقب باشیم كه به خاطر ضعف‌‌های داخلی، این سرمایه‌‌های ملی از دست نرود.

منبع: سایت آفتاب

نگارنده:

در سخنان آقاي هاشمي، نكاتي وجود دارد كه با توجه به متون تاريخي* و همچنين سخنان مسئولين محترم نظام طي 30 سال گذشته، به ميزاني مبهم مي‌نمايد. از‌اين‌رو و جهت روشن شدن موضوع، پرسش‌هايي در زير مطرح مي‌شود. از استادان، دانشجويان و فرهيختگان آگاه، خواهشمند است نظر خود را ارائه فرمايند.

1- آيا تناقضي در سخنان مشاهده مي‌شود؟

2- به نظر شما كدام بخش از تاريخ قاجاريه مكتوم مانده است؟

3- آيا با موجه نشان دادن سلسله قاجار، مي‌توان وقوع انقلاب اسلامي را توجيه نمود؟

۴- سلسله قاجاريه با كدام استعمار جنگيد؟

۵- چه دست‌آوردهایي از چند جنگ دولت‌هاي قاجار با روسيه، (گلستان و تركمن‌چاي/فتحعلي‌شاه، به فرماندهي عباس ميرزا و حكم جهاد...) نصيب ايران شد؟

۶- نظر شما در خصوص اين جملات آقاي هاشمي: "دوره پهلوی سراپا تصمیم انگلیسی‌‌ها بود. آن حكومت «سلسله» با دستور آمد و با دستور رفت - درست است كه ملت علیه حكومت پهلوی قیام كرد، اما محمدرضا با دستور آنها رفت!" چيست؟

۷- با توجه به سخنان آقاي هاشمي در خصوص آمدن و رفتن سلسله پهلوي، نقش رهبري انقلاب و مردم چگونه تبيين مي‌شود؟

۸- آمريكا چه نقشي را طي دوران استعماري خود در ايران، ايفا كرده است؟

به طور كلي نظر شما در مورد اين سخنان چيست؟


آخرین خبر: سایت خبری رجانیوز، بخشی از سخنان آقای هاشمی را تحریف شده دانسته و می‌نويسد: "تحريف سخنان رفسنجاني از سوي رسانه‌هاي اصلاح طلب". البته پرسش‌هاي نگارنده در ارتباط با بخشي است كه هنوز تكذيب نشده است. با تشكر از جناب صنعتي (اشراق)

براي آگاهي بيشتر اينجا كليك كنيد

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 و ساعت |

از راست به چپ: دشمن زیاری - تحریری - تقی زادهشکاری، قهرمانپور و دشمن زیاری - کربلای پنج

تحریری و دشمن‌زیاری - عمليت بيت‌المقدس

رهبر معظم انقلاب در بخشي از مصاحبه خود به روزهاي اول جنگ و هجوم ارتش عراق در حد فاصل جنوب اهواز تا آبادان پرداخته و مي‌فرمايند: «اولين هفته‌هاي جنگ بود كه عراقي‌ها از محور طلاييه و حسينيه وارد شدند، مرز را شكافتند و به طرف اهواز كه نسبت به آن نقطه از مرز طرف شرق مي‌شود، آمدند. يكي از كارهايشان اين بود كه خودشان را به رودخانه كارون مي‌رساندند. در آن‌جا پادگان حميد را گرفتند و تأسيسات آن را ويران كردند. علاوه بر اين، حتماً به خاطر داريد كه بخش‌هاي وسيعي از امكانات طبيعي آن منطقه را به تصرف خود درآوردند...
دشمن (در شرق كارون) سرپل خود را وسيع كرد و به جاده ماهشهر - آبادان رساند، يعني يك چنين منطقه وسيعي را توانست با اين شيوه بگيرد و شايد حدود دو لشكر يا بيشتر در آن‌جا مستقر كرده بود. البته وجود اين تعداد از دشمن موجب نمي‌شد بچه‌هاي ما كه عده معدودي بودند، در آن‌جا نمانند و مقاومت نكنند و دشمن را به زانو در نياورند لذا ماندند و انصافاً مقاومت كردند...
يكي ديگر از خاطراتم، مربوط به نفوذ نيروهاي دشمن در غرب «بهمنشير» يعني داخل جزيره آبادان بود. چون قسمت شرقي جزيره آبادان را رودخانه بهمنشير مي پوشاند، دشمن به داخل نخلستان‌هاي كنار رودخانه بهمنشير نفوذ كرده و پس از عبور از رودخانه، وارد جزيره آبادان شده بود. به اين ترتيب هم از شمال شرق و هم از جنوب، آبادان تهديد به سقوط مي‌شد. اين موضوع براي ما تلخ و نگران‌كننده بود...
آن موقع در آبادان، هم براداران سپاه هم نيروهاي متفرقه حضور داشتند، اما بدون انسجام، همه آنها به اين نيت به آنجا ريخته بودند كه دشمن را كه وارد جزيره آبادان شده و شهر را تهديد مي‌كرد، بيرون كنند همين كار را كردند. آن شكست براي دشمن به قدري تلخ و گزنده بود كه من خاطره شادي‌هاي آن روز برادرانمان را فراموش نمي‌كنم. آن روز تعداد زيادي از دشمن متجاوز را كه به سمت آبادان مي‌آمدند. در رودخانه ريختند و غرق كردند....»

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت |

عصر ایران- روز 5 شنبه گذشته دو شیر که نماد مشروطیت هستند بعد از 30 سال در سکوت خبری بر سردر مجلس قرار داده شد که تنها بعد از 4 روز به دلایل نامعلومی و شبانگاه این شیرها پایین کشیده شده است.

در مجلس هفتم، حداد عادل برای نخستین بار از بازگرداندن شیر و خورشیدها به سر در مجلس سخن گفت ولی این اتفاق هرگز رخ نداد تا این که در مجلس هشتم شیرهای بدون خورشید بازگشتند ولی دولت آنها ، این بار بیش از 4 روز نبود.

                             فتوگراف مربوط به مشروطه .... است.

 اصل ماجرا

دو نفر شیر حقه‌باز كه با توطئه خزنده از ديوار مجلس بالا رفته و مي‌خواستند با شمشير بازمانده از دوران مشروطیت خائن خودی نشان دهند، دستگیر و تحويل گزمه‌خانه شدند.

به گزارش خبرگزاري آهنچي:  

اين دو تن شير ديوانه كه در اولين دوره مجلس شوراي ملي منحله سابق، خود را مجهز به دو فروند خورشيد كرده بودند تا با استفاده از تابش اشعه ماوراء بنفش، اطلاعات مربوط به دربار و تصاوير مه رويان حرمسراي مظفرالدين شاهي را براي دولت فخيمه انگلتره تلگراف كنند، در بامدادانی دستگیر و تحويل گزمه‌‌هاي صندوق‌خانه شدند. حكايت كنند كه در روزگار رياست کاوه نامي فرهنگ دوست بر وكالت‌خانه ملتي، توطئه بازگشت اين دو اسد به سردر مجاس در حال انجام بود. اما دیری نگذشت که مردي از خطه سرسبز و دانش پرور طبرستان مسند از دستش بستاند و چنين امری ميسر نگشت. آهنگر دانا كه اميد خود بر مسند، به نشست شيرها مي‌ديد، پاي فرو نبست و با فريفتن گزمه‌ها، در مقابل واگذاشتن خورشيدگان، در شبي تاريك شيران را بر سردر بارگاه وكالت باز نشاند. اما از آنجا كه كله ماهيان طبرستان سرشار از يد باشد و آن نيز منبع زيركي، سروكيل را آگاهي آمد و چهار روزي نشست شيران بر سردر دراز نماند. باری، رحمت حق نصيب و اسدها به زير دركشيد و به گزمگان سپرد. حال دو فروند خورشيد از كجا سربرآورده باشد بايد از سرگزمه پرسیده گردد.  

هر كس از محل اختفاي خورشيدها، نشاني دهد ......مژدگاني ‌گيرد

"متن درون تصوير را بخوانيد سپس نظر بدهيد"

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت |

كاخ آپادانا - تخت جمشيد

محمد بقايي» (ماكان) در گفت‌وگو با خبرنگار ادبي فارس، گفت: كتاب «نقد تواريخ هرودت» توسط اسپنسر و دي‌اسكالا دو تن از اساتيد تاريخ كلاسيك يونان در دانشگاه هاروارد تاليف شده است. در واقع مي‌توان اين كتاب را پاسخي به اكاذيب و دروغ‌پراكني‌هاي فيلم 300 در خصوص ملت (تاريخ) ايران دانست. اين كتاب همين هفته منتشر مي‌شود.

وي ادامه داد: در اين كتاب اثبات مي‌شود كه هرودت بسياري از مطالبي را كه در كتاب تواريخ خود ذكر كرده جانبدارانه و مغرضانه است و تلاش او اين بوده كه قوميت و فرهنگ كشور خود را بسيار برتر از آنچه كه هست در برابر ايرانيان جلوه دهد.حسن اين بررسي در اين است كه ديدگاه‌هاي هرودت از سوي منتقدان معروف و پذيرفته‌شده در حوزه تاريخ كلاسيك يونان مورد بررسي و نفي قرار مي‌گيرد.

اين مترجم تصريح كرد: تواريخ هرودت نخستين كتاب تاريخي جهان هم به حساب مي‌آيد و گفته مي‌شود حدود 20 سال صرف نگارش آن شده است. كتاب نقد تواريخ هرودت توسط انتشارات مونارك در نيويورك منتشر شده كه كار اصلي‌اش انتشار كتاب‌هايي در خصوص نقد آثار معروف جهان در حوزه فلسفه، ادبيات و تاريخ است.

اين استاد دانشگاه بيان داشت: من چند سال پيش بدون اين كه خبر داشته باشم بعدها بر اساس اين كتاب فيلم سراسر تحريف 300 ساخته مي‌شود، كتاب را ترجمه كردم و خوشحالم كه پس از ساخته شدن فيلم اين كتاب براي تنوير افكار عمومي منتشر مي‌شود. اين كتاب در دهه 90 ميلادي نوشته شده است.

وي در خصوص كتاب ديگرش «اقبال، گلي كه در جهنم روييد» بيان داشت: اين كتاب نيز شامل مجموعه مقالاتي است در حوزه اقبال‌شناسي كه تا يك ماه ديگر از سوي حوزه هنري منتشر خواهد شد.

اين كتاب در جستجوي گرته‌برداري از چهره واقعي اقبال لاهوري است. اقبال در ايران به عنوان يك شاعر شهره شده و كمتر كسي به عنوان يك متفكر و فيلسوف از او سراغي مي‌گيرد از اين جهت كه ايراني‌ها بيشتر با شعر عجين هستند اقبال را از اين منظر وا مي‌كاوند اما مردمان جهان اقبال را به عنوان انديشمند دنياي اسلام مي‌شناسند.

وي درادامه افزود: در ايران هم ما بايد سعي كنيم حجاب شعر را از برابر شخصيت اقبال كنار بزنيم تا به بطن حقايق و انديشه‌هاي او راه پيدا كنيم. من در اين مجموعه مقالات سعي كردم اقبال را از نظر انديشمند نگاه كنم. «دين از نظر اقبال»، «نظام آرماني اقبال»، «فرهنگ ايران از نظر اقبال»، «فعاليت‌هاي سياسي اجتماعي اقبال»، «تلاش‌هاي فرهنگي اقبال» و ... از مقالات موجود در اين كتاب است. اين كتاب تحقيقي است در باب 12 شخصيتي كه فرديتي به نام اقبال را شكل مي‌دهند.

اين پژوهشگر ادبي اظهار داشت: كتاب «مي‌نگريم و مي‌رويم» كه جستارهاي تطبيقي از رويدادهاي فرهنگي و اجتماعي سال‌هاي اخير ايران در قياس با كشورهاي پيشرفته است، نيز كتاب ديگر من است كه آن را براي انتشار به انتشارات يادآوران سپردم. كتاب ديگرم هم نقد روانشناسي و روان‌درماني غرب از نگاه اقبال است كه اين كتاب ترجمه‌اي است از اثري به همين نام نوشته «نظير قيصر» استاد روانشناسي در دانشگاه‌هاي‌ پاكستان. اين كتاب را هم انتشارات يادآوران منتشر مي‌كند.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت |

بنابر گزارش سایت اطلاع رسانی مصر ((Egypt state Information Service زاهی هواس، مدیر کل شورای عالی آثار باستانی مصر و از باستان‌شناسان برجسته این کشور، یکی از این قلعه‌ها را متعلق به سلسله‌های هجدهم و نوزدهم فراعنه اعلام کرده است.

اما محوطه تازه اکتشاف شده دیگر، بنابر اظهار‌نظر آقای هواس، باقی‌مانده‌ی قلعه یا دژی است، مربوط به دوران حضور هخامنشیان در مصر. این قلعه در سی کیلومتری شرق کانال سوئز قرار دارد. اما هنوز اطلاعات دقیق و کاملی از ساختار و شیوه معماری آن منتشر نشده و تنها خبر کشف آن مورد تایید باستان‌شناسان قرار گرفته است.

حضور هخامنشیان در مصر به دوران کمبوجیه پسر کوروش باز می‌گردد. او درسال ۵۲۵ پیش از میلاد، در لشکر‌کشی به مصر توانست مقابل فرعون پسامتیخ سوم (Psammetichus III) از سلسله بیست و ششم فراعنه مصر پیروز شود و آن کشور را به یکی از ساتراپی‌ها یا ایالات هخامنشی تبدیل کرد.

پس از کمبوجیه داریوش اول نیز بر مصر حکومت کرد. اولین دوره تسلط هخامنشیان بر مصر حدود هفتاد و هفت سال طول کشید.

طبیعتاً حضور هخامنشیان در مصر سبب تاثیرگذاری هنر، معماری و مهندسی مصری و هخامنشی بر یکدیگر شده که اکنون نشانه‌های مختصری از آن به جای مانده است.

از جمله کارهایی که در مصر توسط داریوش صورت گرفت، ادامه دادن و اتمام راه یا کانال دریایی میان رودخانه نیل و دریای سرخ است. طرح ایجاد راه آبی یا کانال سوئز که اکنون دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل می کند، از دوران باستان در سر فراعنه مصری وجود داشته است.

بار اول یکی از فراعنه مصری، حدود سه هزار و هشتصد سال پیش چنین طرحی را به اجرا در آورد. این کانال ظاهرا در دوره رامسس (۱۳۰۳ پیش از میلاد)، فرعون مشهور مصری نیز وجود داشته است اما بعدها از میان می‌رود و پر می‌شود. داریوش به منظور دسترسی آسان‌تر از راه دریا به مصر که دیگر جزو قلمرو او محسوب می‌شد، این راه آبی را دوباره برقرار کرد.

او به مناسبت بازگشایی این کانال، در چند کتیبه به توصیف کار خویش می‌پردازد. از جمله معروف‌ترین این کتیبه‌ها، کتیبه‌ای است به نام شالوف. این کتیبه روی سنگ گرانیت صورتی حکاکی شده است. داریوش در این کتیبه پس از معرفی خود به نام پادشاه ایران می‌گوید: «من مصر را فتح کردم. من دستور دادم آب‌راهی از رودخانه‌ای که نیل نامیده می‌شود تا دریایی که از پارس آغاز می‌شود، حفر شود. بنابراین زمانی که این آب‌راه همان‌طور که من دستور داده بودم ساخته شد، کشتی ها از مصر به سوی پارس رفتند.»

کتیبه شالوف در سال ۱۸۶۶ در محلی در ۱۳۰ کیلومتری کانال سوئز کشف شد. گرچه داریوش تنها به بازگشایی این کانال باستانی اقدام کرده بود، اما این عمل او سبب آسان شدن ارتباط دریایی میان رودخانه نیل، دریای سرخ و خلیج فارس شد.

نشانه دیگری از حضور داریوش در مصر، مجسمه‌ای از او با خطوط و علائم هیروگلیف مصری است که اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. در سال ۱۹۷۲ میلادی و در جریان حفاری‌های باستان‌شناسی در شوش، یک مجسمه سنگی بدون سر از داریوش اول به دست آمد. روی پایه این مجسمه علاوه بر استفاده از خط میخی (به پارسی باستان، ایلامی و آکدی) از خط هیروگلیف مصری نیز استفاده شده است.

به اعتقاد برشانی (Bresciani) این مجسمه استفاده از متون چند زبانی را به عنوان ابزاری سیاسی تایید کرده و همچنین نشان آن است که داریوش اهمیت مصر و فرهنگ آن را به خوبی می‌شناخته است.

در چند جای این مجسمه با استفاده از علائم هیروگلیف نام داریوش تکرار شده است. مجسمه که پیکر پادشاه را در جامه پارسی، با خنجری حمایل کمر و دستی مشت شده روی سینه نشان می‌دهد، از قسمت سینه به بالا شکسته است.

نوشته‌های میخی روی مجسمه نشان می‌دهد که داریوش خود دستور ساختن مجسمه را داده است تا آیندگان بدانند که «مرد پارسی» فاتح مصر بوده است.

تحقیقات هیات فرانسوی نیز روی جنس سنگ به کار رفته در تندیس نشان داد که از نوعی سنگ که در معادن سنگ وادی حمامات مصر یافت می‌شود، ساخته شده است و سپس به ایران و به شوش انتقال پیدا کرده و در کنار دروازه ورودی کاخ سلطنتی نصب شده است.

با این حال نوشته‌های روی مجسمه، نشانگر این است که قرار بوده مجسمه در مصر باقی بماند، اما مشخص نیست به چه دلیل به ایران آورده شده است.

روی پایه مجسمه نمادهایی از ملل تحت تسلط داریوش حکاکی و نام آن‌ها نیز با هیروگلیف درج شده است. در بخش مرکزی این قسمت نماد «هاپی» خدای رودخانه نیل تصویر شده است.

برخی باستان‌شناسان احتمال می‌دهند مجسمه از راه دریایی و از طریق همان کانالی که داریوش دستور حفر آن را صادر کرد به ایران آورده شده باشد.

اما تاثیرات و تبادلات فرهنگی هخامنشی‌ها و مصری‌ها محدود به این موارد نیست و می‌توان نشانی از آن‌ها را در عناصر معماری مانند سرستون‌ها و همچنین نقوش نمادین دیگری نیز نشان داد که در آینده به آن اشاره خواهیم کرد.

                                                                 منبع: تابناك

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت |

نوجوانيجواني

قيام 15 خرداد

تبعيد به تركيهنوفل شاتو - پاريس

ورود به تهرانپيام از جماران به جهان

پرواز

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت |

       

مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد كه داراي اشكال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي كردند.

عدد پي( ۳.۱۴)در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. كشف عدد پي جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني كنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند.

«عبدالعظيم شاه كرمي» متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره،‌ گفت: «بررسي هاي كارشناسي كه روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي كردند كه به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي كرده بودند.»

دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد كه مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمي در اين باره گفت: «مهندسان هخامنشي ابتدا مقاطع دايره اي را به چندين بخش مساوي تقسيم مي كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالي معكوس را رسم مي كردند. اين كار آنها را قادر مي ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون هاي دايره اي را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاري كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياري مي كرد. اين مهندسان براي به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پي را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.»

هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترين مراكز علمي و مهندسي جهان چون «ناسا» براي ساخت فضاپيماها و استفاده از اشكال مخروطي توانسته اند عدد پي را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين كسي كه توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه كند، «غياث الدين محمد كاشاني» بود. اين دانشمند ايراني عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه كرد. پس از او دانشمنداني چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رايانه هاي بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد مي پردازند.

شاه كرمي با اشاره به اين موضوع كه در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشكال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممكن است.»

داريوش هخامنشي بنيان گذار تخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را مي دهد و تا سال 486 بسياري از بناهاي تخت جمشيد را طرح ريزي يا بنيان گذاري مي كند. اين مجموعه باستاني شامل حصارها، كاخ ها،‌ بخش هاي خدماتي و مسكوني، نظام هاي مختلف آبرساني و بخش هاي مختلف ديگري است.

مجموعه تخت جمشيد مهمترين پايتخت مقاومت هخامنشي در استان فارس و در نزديكي شهر شيراز جاي گرفته است.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت |

              باوی: من از چه تباری هستم؟                         

     لر                                     

                                         

یا                                          

 

                                عرب

                                    

نام‌گذاري‌ و ريشه‌شناسى‌: نام‌ اين‌ ايل‌ به‌ صورت‌ بابوي‌ و بابويى‌ نيز آمده‌ است‌ (نك: موسوي‌، 93؛ گرمرودي‌، 1012؛ باور، 110؛ صفى‌نژاد، 36)؛ اما مردم‌ ايل‌ خود را باوي‌ مى‌نامند كه‌ ظاهراً برگرفته‌ از نام‌ باويه‌ (ه م‌) يا باوي‌ يكى‌ از قبايل‌ عرب‌ خوزستان‌ بايد باشد. اشتراك‌ نام‌ بين‌ باوي هاي‌ كهگيلويه‌ و باوي هاي‌ خوزستان‌ سبب‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ نادرست‌ اين‌ ايل‌ را «عرب‌» به‌ شمار آورند (فسايى‌، 2/1479؛ پوركاظم‌، 116-114).

در نوشته‌هاي‌ پيش‌ از دورة صفوي‌ از ايلى‌ به‌ نام‌ باوي‌، بابويى‌ و يا بابوي‌ در منطقة كهگيلويه‌ و يا مناطق‌ لُرنشين‌ نام‌ برده‌ نشده‌ است‌؛ تنها در يك‌ سند ملكى‌ متعلق‌ به‌ يكى‌ از خوانين‌ دشمن‌ زياري‌ كهگيلويه‌ كه‌ در 1038ق‌ نوشته‌ شده‌، از شخصى‌ به‌ نام‌ ملك‌ حسين‌ ولد شاهقلى‌ بابويى‌ دولتياري‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌. هم‌ اكنون‌ «دولتياري‌» يا «دولياري‌» يكى‌ از شاخه‌هاي‌ اصلى‌ ايل‌ باوي‌ به‌ شمار مى‌رود (نك: دنبالة مقاله‌). ميرك‌حسينى‌ نيز در كتاب‌ رياض‌الفردوس‌ (تأليف‌: 1083ق‌) كه‌ حدود نيم‌ قرن‌ بعد از آن‌ سند نوشته‌ شده‌، و حاوي‌ مطالب‌ فراوانى‌ دربارة كهگيلويه‌ و ايلات‌ آن‌ است‌، به‌ باوي‌، بابويى‌ و يا بابوي‌ اشاره‌اي‌ ندارد. نخستين‌ بار كريم‌ خان‌ در 1173ق‌ از ايل‌ باوي‌ با نام‌ بابوي‌ و انتصاب‌ كلانتر آن‌ به‌ بيگلر بيگى‌ كهگيلويه‌ ياد كرده‌، اما به‌ پيوستگى‌ قومى‌ باويها اشاره‌اي‌ نكرده‌ است‌. همچنين‌ اولين‌ بار حسن‌ فسايى‌ (2/1479) ايل‌ باوي‌ را به‌ نادرست‌ شعبه‌اي‌ از اعراب‌ باوي‌ خوزستان‌ دانسته‌ است‌. دوبُد كه‌ در 1257ق‌/1841م‌ به‌ كهگيلويه‌ سفر كرده‌، گفتة كلانتر ايل‌ باوي‌ را مبنى‌ بر اينكه‌ «اسلاف‌ خانواده‌اش‌» از منطقة كعب‌ به‌ كهگيلويه‌ آمده‌اند، نقل‌ كرده‌ است‌ (ص‌ 176)، اما اين‌ گفته‌ تنها مربوط به‌ خانوادة كلانتر است‌ و نه‌ گروههاي‌ ديگر ايل‌. همچنين‌ وي‌ به‌ اينكه‌ اجداد كلانتر از اعراب‌ باوي‌ بوده‌اند، اشاره‌اي‌ ندارد.

انتساب‌ ايل‌ باوي‌ كهگيلويه‌ به‌ اعراب‌ باوي‌ خوزستان‌ به‌ سادگى‌ پذيرفتنى‌ نيست‌، زيرا اولاً ايل‌ باوي‌ از تيره‌ها و طوايف‌ متعددي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ كه‌ منشأ واحدي‌ ندارند و هر گروه‌ شجره‌نامة جداگانه‌اي‌ دارد؛ ثانياً ساكنان‌ پشتكوه‌ كه‌ بيشتر طوايف‌ و تيره‌هاي‌ باوي‌ را تشكيل‌ مى‌دهند، از بوميان‌ قديمى‌ و لر زبان‌ به‌ شمار مى‌روند و تنها بعضى‌ از گروههاي‌ زيركوه‌ مهاجر شناخته‌ شده‌اند؛ ثالثاً فرزند ارشد كلانتر سابق‌ ايل‌، به‌ نقل‌ از پدر و نياكانش‌ مى‌گويد كه‌ اجداد او ابتدا از كهگيلويه‌ به‌ خوزستان‌ مهاجرت‌ كرده‌اند و سپس‌ مجدداً به‌ موطن‌ اصلى‌ خود بازگشته‌اند (تحقيقات‌ ميدانى‌). اين‌ گفته‌ را نوشتة ميرك‌ حسينى‌ (ص‌ 25) مبنى‌ بر اينكه‌ در 1038ق‌ حدود هزار خانوار از مردم‌ كهگيلويه‌ و اعراب‌ در خلف‌ آباد خوزستان‌ مسكن‌ داشته‌اند، اهميت‌ مى‌بخشد. لايارد از وجود قبيلة دشمن‌ زياري‌ كهگيلويه‌ و ساكى‌ لرستان‌ در حويزه‌ (هويزه‌) خبر داده‌ است‌ (ص‌ 80، حاشيه‌). هنري‌ فيلد نيز تيرة البوكردان‌ اعراب‌ باوي‌ را در اصل‌ بختياري‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ 226- 227). از اين‌رو، محتمل‌ است‌ كه‌ گروهى‌ از بابوييهاي‌ كهگيلويه‌ در گذشته‌ به‌ منطقه‌اي‌ كه‌ بعدها به‌ تصرف‌ كعب‌ درآمد، مهاجرت‌ كرده‌، و سپس‌ به‌ كهگيلويه‌ باز گشته‌اند؛ اما در اين‌ زمان‌ همة گروههاي‌ باوي‌ كهگيلويه‌، زبان‌ و فرهنگ‌ لُري‌ دارند.

قلمرو باويها شامل‌ منطقة باشت‌ وباوي‌ در جنوب‌ كهگيلويه‌، و مساحت‌ آن‌ بالغ‌ بر 981 ،2كم2 است‌. اراضى‌ 3 ايل‌ چَرام‌ (ه م‌) در شمال‌، بوير احمد گرمسيري‌ در شمال‌ غربى‌ و غرب‌، رستم‌ مَمَسَنى‌ (ه م‌) در شمال‌ شرق‌ و شرق‌، و سرانجام‌ رودخانة زهره‌ در جنوب‌ منطقة باويها را احاطه‌ كرده‌ است‌. سرزمين‌ باويها را كوه‌ خامى‌ به‌ دو منطقة پشتكوه‌ و زيركوه‌ تقسيم‌ مى‌كند كه‌ پشتكوه‌ شامل‌ باشت‌ و كوهمره‌ و زيركوه‌ شامل‌ پشت‌ بند و زيربند است‌. پشتكوه‌ از مناطق‌ سردسير و معتدل‌ و زير كوه‌ از مناطق‌ گرمسيري‌ است‌ (صفى‌نژاد، 37-39).

                                        لینک: دایره المعارف بزرگ اسلامی

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت |
          سرباز هخامنشی در لندن به فروش رفت!!!!!!!!

                                                        

                       

سر و نوک نیزه باقی مانده از نقش سنگی برجسته یک سرباز هخامنشی 25 اکتبر در حراجی کریستی لندن در معرض فروش قرار گرفته است.

کریستی بهای تقریبی این اثر تاریخی ایرانی را تا 800 هزار پوند تعیین کرده است.

قرار بود این نقش سنگی برجسته یک سال پیش حراج شود اما شکایت ایران موجب تاخیر این حراج شد.
برخی مردم و نهادهای دوستدار میراث فرهنگی در ایران خواستار شرکت ایران در این حراجی شده اند اما سازمان میراث فرهنگی اعلام کرده در این حراجی حاضر نخواهد شد چون این کار را به مفهوم تایید رای دادگاه در حمایت از فروش این اثر در خارج از ایران می داند.

صاحب این اثر تاریخی یک فرد فرانسوی است که آن را در تاریخ 10 اکتبر سال 1984 از یک حراجی در نیویورک خریداری کرده است.

این اثر باستانی متعلق به کاخ تخت جمشید است و قدمت آن به قرن پنجم پیش از میلاد باز می گردد.

برخی معتقدند از سرباز هخامنشی در خارج از ایران بهتر نگهداری می شود وبه این ترتیب در معرض دید علاقمندان بیشتری هم قرار می گیرد،

 آیا شما با این نظر موافقید؟

 اگر به نظر شما این سرباز هخامنشی باید به ایران بازگردانده شود، چه راهی را برای بازگرداندن آن پیشنهاد می کنید؟

و اما بعد..............

خبرگزاری ها از برگزاری مراسمی به مناسبت سالروز تولد کوروش، پادشاه هخامنشی، خبر داده اند. از جمله اهداف آن "نمايش عظمت تاريخی بنای تخت جمشيد" و بررسی رابطه "روایات موجود درباره کوروش با آیات قرآنی و مفاهیمی مانند ذوالقرنین" اعلام شده است.

                            

                                     

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، به نقل از رئیس سازمان میراث فرهنگی استان فارس - که بنای تخت جمشید و مقبره کوروش در آن واقع شده است نوشت: این مراسم روز هفتم آبان در تخت جمشید برگزار می شود.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت |

                             بخش شاپور در فرهنگ دهخدا                   

                     

نام یکی از دهستان های چهارگانه بخش مرکزی شهرستان کازرون است. حدود و مشخصات آن به قرار زیر است: از شمال ارتفاعات چنار شاهيجان و سلبيز و نودان ، از جنوب کوه کمارج و دهستان حومه، از خاور ارتفاعات دوان، از باختر ارتفاعات ناحیه ماهور و ميلاتي. موقعیت آن جلگه و دامنه است و رودخانه شاپور از وسط دهستان می گذرد. این دهستان در شمال باختر بخش واقع است. هواي آن گرم و مالاريايي است. آب مشروب و زراعتی آن از رودخانه شاپور و چشمه و قنات است. محصولات آن عبارت است از: غلات، برنج، تریاک و محصولات صيفي. شغل اهالی زراعت است. زبان مردم شهر، فارسی و شیعه دوازده امامی اند از بیست و پنج آبادی تشکیل شده است. نفوس آن در حدود 4300 تن است و قراء مهم آن عبارتند از: اردشیری، تل گاوک، جدس، حسين آباد، خداآباد، زنگنه. خرابه هاي شهر شاپور و غار معروف آن در این دهستان است (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).

در شاپور چنانکه مقدسی گوید ده نوع عطر روغنی به عمل می آمد: عطر بنفشه، عطر نیلوفر، عطر نرگس، عطر کارده، عطر سوسن، عطر زنبق، عطر مورد، عطر مرزنجوش، عطر بادرنگو، عطر بهار نارنج و به کشورهای مشرق زمین فرستاده می شد. (ترجمه سرزمین هاي خلافت شرقی ص 315).

بزرگترین حجاری ساسانی در شاپور است که اندکی خارج از جاده شیراز به بوشهر قرار دارد. (تاریخ صنایع ایران ص 105).و رجوع به ترجمه مقدمه ابن خلدون ص 118، مجمل التواريخ و القصص ص 2، 32، 32 ح ، 39، 84، 337، ابن اثیر ج 1 ص 134 و شاپور بن اردشیر و رجوع به بيشابور شود.

 روستاهای شاپور                                 

 

                    

خداآباد

دهي است از دهستان شاپور، بخش مرکزی شهرستان کازرون فارس .این ده در 17هزارگزي شمال باختری کازرون و يک هزار شوسه کازرون به فهليان ، در جلگه واقع است . آب و هواي آن آب و هواي مناطق گرمسیری و مالاريايي است و بدانجا 174 تن سکنه شيعي مذهب و فارسی زبان سکونت دارند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و برنج و صيفي و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافيايي ایران ج).

برج سوخته

دهي از دهستان شاپور بخش مرکزی شهرستان کازرون .سکنه آن 137 تن است . (از فرهنگ جغرافيايي ایران ج 7)

عمویی

دهي است از دهستان شاپور بخش مرکزی شهرستان کازرون . 190 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه شاپور و محصول آن غلات و صيفي است . (از فرهنگ جغرافيايي ایران ج 7).

دریس

دهي است ازدهستان حومه بخش مرکزي شهرستان کازرون . واقع در 10هزارگزي شمال باختري کازرون کنار راه شوسه کازرون به بوشهر، با 464 تن سکنه . آب آن از قنات و رودخانه شاپور تامين مي شود. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7)

دریست

نام يکي از سه ده که کازرون را تشکيل ميداده است ، نام دو ده ديگر «نوردر» و «راهبان » است . (از فارسنامه ابن البلخي ص 145) (از نزهةالقلوب ج 3 ص 125)

حسین آباد

ده کوچکي است از دهستان جزء بخش مرکزي شهرستان کازرون واقع در 58هزارگزي جنوب خاور کازرون . داراي 45 تن سکنه ميباشد. (فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7).

تل گاوک (تل کوهک کنونی)

دهي از دهستان بخش مرکزي شهرستان کازرون است که 113 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7).

جدس دره

دو فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب کازرون است .

شاه سلطنه (اسلام آباد کنونی)

دهي از دهستان شاپور بخش مرکزي شهرستان کازرون. داراي 113 تن سکنه. آب آن از رودخانه شاپور. محصول آن غلات و صيفي است. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7)

 گچ خران

دهي از دهستان شاپوربخش مرکزي شهرستان کازرون،  1900گزي شمال باختري کازرون و 1000گزي شوسه کازرون به بوشهر. جلگه، گرمسيري، مالاريائي و سکنه آن 129 تن. آب از رودخانه شاپور. محصول آن غلات، ترياک و صيفی .  جاتشغل اهالي زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج۷ .(

صدرآباد

دهي از دهستان شاپور بخش مرکزي شهرستان کازرون 17000گزي شمال باختر کازرون، بين شوسه شيراز به بوشهر و کازرون به فهليان، جلگه، گرمسير و مالاريائي. سکنه 145 تن. آب از رودخانه شاپور. محصول غلات و ترياک و صيفي جات. شغل اهالي زراعت و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج7).

فتح آباد

دهي است از دهستان شاپور بخش مرکزي شهرستان کازرون، که در 21هزارگزي شمال باختري کازرون و سه هزارگزي شمال شوسه کازرون به بوشهر قرار دارد. جلگه اي معتدل و داراي 113 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه شاپور تامين ميشود. محصول عمده اش غلات و صيفي و شغل اهالي زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج۷)

 زنگنه

دهي از دهستان شاپور است که در بخش مرکزي شهرستان کازرون واقع است و 295 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج۷ (

 

                  

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت |

شهر باستاني بيشاپور در بخش شاهپور

                                                      کاخ شاهپور دوم

تاريخچه

اين شهر تاريخي حدود دويست هكتار وسعت دارد. بنابر اطلاعات دقيق و نوشته شده روي دو ستون يادبود، در مركز شهر اين شهر در زمان شاپور اول (272-241 ميلادي)  دومين و يكي از مقتدرترين پادشاهان ساساني و توسط يك معمار سوري بنام « اپساي » دبير طراحي و ساخته شد. بنا برهمين كتيبه، شاپور در سال 24 سلطنتش از شهر بيشاپور بازديد نموده است .

صرف نظر از اينكه خاستگاه دولت ساساني سرزمين فارس بوده، آب فراوان، هواي مساعد، زمين‌هاي حاصلخيز، چشمه‌ها و موانع طبيعي و قرار گرفتن در مسير جاده شاهي، باعث شد شاپور پس از پيروزي بر والرين (امپراطور روم) اين محل را براي بناي شهري كه نام خود را برآن نهاد، انتخاب نمايد.

اين شهر در كنار شهرهائي همچون استخر، داراب گرد، اررجان و اردشيرخوره، از مهمترين شهرهاي استان فارس در عهد ساساني بوده و تا زمان سلطنت بهرام دوم رونق خود را حفظ كرد، اما پس از آن به علت توجه پادشاهان ساساني به غرب قلمرو خود (تيسفون) رونق آن كمتر شد. با ورود اسلام به ايران به تدريج رونق و آبادي از اين شهر رخت بر بست و به جاي آن گازرگاه (كازرون فعلي) رونق يافت. در هر حال، بيشاپور همچنان به حيات خود ادامه مي داد، به طوري كه در قرون سوم تا پنجم هجري قمري اين شهر مورد ستايش  مورخان وجغرافي دانان بزرگي چون استخري ، ابن بلخي و... قرار گرفته است .

تاريخچه حفاري در شهر بيشاپور 

در بين سال‌هاي 1319 1314 هجري شمسي، براي اولين بار ژرژ سال و دكتر گيرشمن نمايندگان اعزامي از موزه لوور پاريس، اقدام به عمليات كاوش باستان شناسي در اين شهر تاريخي نمودند. آن‌ها بناي رفيع و چهار گوشي را كه با سنگ‌هاي «دوجداره» ساخته شده بود، آتشگاه ناميدند و تالار عظيم و سر پوشيده وسيعي را به نام كاخ اختصاصي، و مكان ديگري را به نام جايگاه نذورات و يك ايوان مزين به موزاييك را به دنياي باستان شناسي و تاريخ معرفي كردند. اين حفاري ها ادامه نيافت و براي مدت 30 سال متوقف گرديد.

لطفا روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت |

 نام اين بخش از شهرستان كازرون، با نام شاهپور دوم‌ يا ذوالكتاف مزين شده است. به عبارتي بيشاهپور (سرا يا خانه‌ي شاهپور) به عنوان پايتخت زمستاني، زماني مركز قدرت و فرمانروايي ساسانيان بوده است. شهري كه ‌امروز ويرانه‌هاي آن در بخش شمالي منطقه بازمانده است.

از ورود اولين افراد پس از ويراني شهر به ‌اين بخش، تاريخ مشخصي وجود ندارد، اما مردمان كنوني كه كوچندگان كهكيلويه و بويراحمد، ممسني، بختياري و تركان قشقايي و تعدادي هم كرد مي‌باشند، اندكي بيش از صد سال است كه در‌اين جا سكنا گزيده‌اند.‌ اين بخش شامل 40 پارچه آبادي (روستا) و در حدود 400 خانوار با جمعيتي تقريبي 30 هزار نفر است. حدود جغرافيايي ‌اين بخش، از شمال به جنوب، روستاي دريس در 6 كيلومتري كازرون تا 5 كيلومتري قائميه (روستاي حاجي‌آبادغوري) و ازشرق به غرب 5 كيلومتري قائميه (روستاي حاجي آبادغوري) تا روستاي بوشيگان درغرب را در بر مي‌گيرد.

با توجه به ريشه نژادي مردم لر مي‌توان نژاد مردم ‌اين بخش رابه مادها نسبت داد آب و هواي ‌اين منطقه در زمستان معتدل وتابستان گرم و مرطوب است.      

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه دهم بهمن 1385 و ساعت |