تبليغاتX
آوای شاهپور: کازرون - چنارشاهیجان

عصر ایران- روز 5 شنبه گذشته دو شیر که نماد مشروطیت هستند بعد از 30 سال در سکوت خبری بر سردر مجلس قرار داده شد که تنها بعد از 4 روز به دلایل نامعلومی و شبانگاه این شیرها پایین کشیده شده است.

در مجلس هفتم، حداد عادل برای نخستین بار از بازگرداندن شیر و خورشیدها به سر در مجلس سخن گفت ولی این اتفاق هرگز رخ نداد تا این که در مجلس هشتم شیرهای بدون خورشید بازگشتند ولی دولت آنها ، این بار بیش از 4 روز نبود.

                             فتوگراف مربوط به مشروطه .... است.

 اصل ماجرا

دو نفر شیر حقه‌باز كه با توطئه خزنده از ديوار مجلس بالا رفته و مي‌خواستند با شمشير بازمانده از دوران مشروطیت خائن خودی نشان دهند، دستگیر و تحويل گزمه‌خانه شدند.

به گزارش خبرگزاري آهنچي:  

اين دو تن شير ديوانه كه در اولين دوره مجلس شوراي ملي منحله سابق، خود را مجهز به دو فروند خورشيد كرده بودند تا با استفاده از تابش اشعه ماوراء بنفش، اطلاعات مربوط به دربار و تصاوير مه رويان حرمسراي مظفرالدين شاهي را براي دولت فخيمه انگلتره تلگراف كنند، در بامدادانی دستگیر و تحويل گزمه‌‌هاي صندوق‌خانه شدند. حكايت كنند كه در روزگار رياست کاوه نامي فرهنگ دوست بر وكالت‌خانه ملتي، توطئه بازگشت اين دو اسد به سردر مجاس در حال انجام بود. اما دیری نگذشت که مردي از خطه سرسبز و دانش پرور طبرستان مسند از دستش بستاند و چنين امری ميسر نگشت. آهنگر دانا كه اميد خود بر مسند، به نشست شيرها مي‌ديد، پاي فرو نبست و با فريفتن گزمه‌ها، در مقابل واگذاشتن خورشيدگان، در شبي تاريك شيران را بر سردر بارگاه وكالت باز نشاند. اما از آنجا كه كله ماهيان طبرستان سرشار از يد باشد و آن نيز منبع زيركي، سروكيل را آگاهي آمد و چهار روزي نشست شيران بر سردر دراز نماند. باری، رحمت حق نصيب و اسدها به زير دركشيد و به گزمگان سپرد. حال دو فروند خورشيد از كجا سربرآورده باشد بايد از سرگزمه پرسیده گردد.  

هر كس از محل اختفاي خورشيدها، نشاني دهد ......مژدگاني ‌گيرد

"متن درون تصوير را بخوانيد سپس نظر بدهيد"

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت |

 مهندس فرقانيدشمن زياري

جناب مهندس فرقاني عزيز، يكي از افراد فرهيخته و متعهدي است كه پيوسته به دنبال يافته پاسخ مطلوب به پرسش‌هاي روز است. اخيرا در وبلاگ خود (سوال) مطالبي در مورد روند توسعه چين و هند نگاشته‌اند. در پايان بحث، چون هميشه اين پرسش را طرح كرده‌اند:

آيا ايران هفتاد ميليوني بايد چه درسي از اين يكپارچگي و خواست و تصميم ملي چيني‌ها و هندي‌ها بگيرد؟

پاسخ خودشان:

 به نظر حقير (بخوانيد بزرگوار) ساده‌ترين درسي كه مي‌شود گرفت اين است كه آستانه تحمل و صبرمون را بيشتر كنيم از متهم كردن همديگر به مذهبي بودن، ملي بودن، تكنوكرات بودن ، غربي بودن ، تحجر و.... پرهيز كنيم و فقط در راستاي اعتلاي كشورمون فكر و عمل كنيم.

با عنايت به جالب و به روز بودن بحث، اينجانب در حد بضاعت و اطلاعات ناقص خود، اقدام به تحليلي كوتاه در همين ارتباط نموده‌ام. اميد است با نظر دوستان و فرزانگان عزيز، گامي در توسعه انديشه برداشته شود.  

اين نوشته، به نکات خوب و قابل تاملي اشاره کرده‌ است. در این خصوص سخن‌ فراوان است.

به باور اينجانب: در تحلیل نهایی و حتی برداشت از وضعیت چین، کمی اغراق شده است. حالا هند بماند که وضعیتی بسیار متفاوت با چین دارد. فقط یک نکته را در نظر بايد گرفت و سپس با هند مقایسه کرد (دموکراسی و حقوق بشر و نوع مدل اقتصادی دو كشور - نیمه کاپیتالیستی و سوسياليستي).

چين:

چنانچه به انقلاب دهقانی بر مبنای کمونیست بومي (مائوئیست)، تاریخ، فرهنگ و سایر مقوله‌های مربوط به چین توجه کنیم، در خواهیم یافت که:

چینی ها در گذر تاريخ، نسبت به ما کمتر مورد تهاجم، (چه مستقیم یا غیر مستقیم- فرهنگی و ....) قرار گرفته‌اند. اگر زمانی هم تحت استعمار ژاپن بوده‌اند به دلیل قرابت نژادی، فرهنگی، پایه‌های ایدئولوژیک (بودایی، مکاتب اصلاح گرایانه معنوی، مثل کنفسیوس و لائوتسه و....) و همچنین الگوهای اقتصادی «دریا (ماهیگیری) و زمین (کشاورزی)»، کمترین تاثیر  منفي را پذیرفته‌اند. اگر اشغال اين كشور تاثیری هم گذاشته باشد، سوق‌دهنده بوده است و نه بازدارنده (بايد توجه داشت كه وضعیت اجتماعی و فرهنگي ژاپن و چين همخوانی مناسبي با یکدیگر داشته و دارند). در تاریخ و ادبیات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و .... چین، منافع ملی تعریف خاص خود و نهادینه‌ای دارد. ازاينرو ارجحيت منافع ملي بر منافع شخصي نزد مردم جا افتاده است. ایدئولوژی آنها بر مبنای فرهنگ خودی شکل گرفته است. به بیانی دگرگوني درون فرهنگی بوده است. حتی بنياد مائوئیست با منشا ماتریالیست هگلی و سوسیاليسم مارکس، بومی‌سازی شده است. بنابر این، تعارض در عناصر فرهنگی با ایدئولوژی مورد نظر کمتر قابل مشاهده و عملیاتی است. وانگهی، تنوع نژادی، زبانی، فرهنگی و... در این کشور نسبت به ایران بسیار اندک‌تر است. وضعیت جغرافیایی از نظر مکانی، پوشش پيراموني و موقعیت ژئوپلوتیک (بطور کلی جغرافیای انسانی، طبیعی، سیاسی و...) باز هم منحصر به فرد است. به یاد آوریم که ایدئولوژی عاریتی هنجار شده (مارکسیست - مائوئیست) بن مایه و زادگاه قوی‌تری نسبت به جامعه چین داشته است. از طرفي، عناصر اين ايدئولوژي با تنيدن در عناصر فرهنگ چیني، قدرت تعمیم‌پذیری فزونتري به جامعه مورد نظر داده است.

در نتيجه، با توجه به تفاوت بسیار زیاد عناصر اجتماعی و نحوه ایدئولوژی‌پذیری و ساير تفاوت‌هاي كاركردي، به دشواری می‌توان چنین نسخه‌ای را به عنوان الگو برای نظام اجتماعي ایران پیچید. در اين باره بايد اذعان داشت كه ايران به عنوان كشوري با مركزيت تاخت و تاز وحشيانه و جولان تاريخي اقوام مختلف و تضعيف زيرساخت‌هاي بومي همراه با عدم توسعه فرهنگي، ( كه خود ناشي از تهاجم مستمر بيگانه است و خود موجب ايجاد تفكر "حفظ وضعيت موجود شده است") را به دشواري مي‌توان با مدل چيني همساز كرد.

هند:

در خصوص هندوستان، وضعيت بسيار متفاوت‌تر از چين است. لذا، مي‌توان رگه‌هاي مشترك فرهنگي زيادي با ايران، در فرهنگ چين پيدا كرد و پيوند زد. اما در اينجا هم نوع جهان‌بيني، به عنوان يكي از مهمترين عوامل موثر بر كاركردهاي اجتماعي، مي‌تواند مانع عمده الگوگيري باشد.

البته موارد مطرح شده، فلسفه مديريت و زير ساخت‌هاي فلسفي و تفاوت سازه‌هاي نخستين ايران با اين كشورها را مورد بحث قرار داده است. اما به باور نگارنده، در يك مطالعه تطبيقي تخصصي، مي‌توان با بررسي نقاط ضعف و قوت مدل‌ها و شيوه‌هاي در حال اجراي اين كشورها كه پس از زيرساخت‌ها خود دليل اصلي روند توسعه و حركت به سوي هم‌آوايي با قافله‌سالر هزاره سومي است، مدل‌هاي بومي ارائه و مورد استفاده قرار داد.

لازم به ذكر است كه پيش‌درآمد اين حركت بايد بازسازي نظام اداري، برطرف كردن موانع قانوني و..... همراه با دگرگوني انديشه مديران ارشد نظام سياسي و متوليان ايدئولوژي باشد.

                                         نظر شما چیست؟

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت |

سيد علي ادياني مخبر كميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، با اشاره به حضور وزراي نفت و نيرو در كمسيون انرژي گفت: غلامحسين نوزدي و پرويز فتاح وزراي نفت و نيرو در هفته پيش رو براي پاسخگويي به سئوالات نمايندگان يك شنبه و سه شنبه هفته جاري در اين كميسيون حاضر خواهند شد.

احتمالا دليل اين مسئله، مشكلات مربوط به وضعيت سوخت (صف‌هاي بنزين، كمبود گاز خودروها و....) و  برق (خاموشي‌ها و....)، طي ماه گذشته است.

"اميد به اينكه نمايندگان مردم بر كليه امور نظارت كنند"

شما چي فكر مي‌كنيد؟

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت |

عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با انتقاد از شیوه های نوین مداحی در کشور گفت : آهنگ برخی از مداحیها بدون محتوا و همان آهنگ غرب و طاغوتی است.

به گزارش خبرنگار مهر در ارومیه، آیت الله سید احمد خاتمی ظهر امروز در آیین تجلیل از مداحان و خادمین اهل بیت (ع) در ارومیه افزود : آهنگ مداحی باید همسو با محتوای آن باشد.

وی با اشاره به بدعت گذاری و خرافه پرستیهای نوین در آیینهای مذهبی و مداحی ها بیان داشت : مداحان اهل بیت (ع) باید همانند روحانیون و ائمه جماعات مساجد که باید مستند بگویند باید مستند بخوانند.

وی با بیان اینکه مداحی یک هنر دینی و معنوی است و در شرایط کنونی به همراه خطابه مداحی نیز یک واقعیت است خاطرنشان کرد : برخی از جریانات افراطی در نفی مداحی در کشور رواج دارد که نیازمند این جریان مقدس اما جهت داده شده هستیم.

حجت الاسلام خاتمی خواستار حضور بیشتر جوانان در آیینهای مذهبی شد و عنوان کرد : مدیران هیئتهای مذهبی باید با چشم پوشی از خطاهای جوانان و بها دادن به آنها مسئولیت پذیری این قشر را تقویت کنند.

امام جمعه موقت تهران با اعلام اینکه بالا بودن جمعیت در هیئتهای مذهبی معیار ارزیابی نیست عنوان کرد : کیفیت پیام رسانی و محتوای برنامه‌های اجرایی هیئتهای مذهبی معیار سنجش و ارزیابی هیئتهای مذهبی است.

وی خاطرنشان کرد : برخی دستهای آلوده و خیانتکار با دامن زدن به خرافات در پی ترویج بعضی از مسائل و به انحراف کشاندن افکار جوانان هستند که لازم است مدیران هیئتها با آگاه سازی مانع این حرکتها شوند.

خاتمی یادآورشد : باید با برگزاری جلسات پرسش و پاسخ مستمعین را در بر طرف کردن نیاز‌هایشان همراهی و از منبر برای سازندگی روحی و معنوی مردم استفاده کرد.

در خاتمه این مراسم از مداحان، قاریان و خادمان اهل بیت (ع) در آذربایجان غربی با اهدای لوح قدردانی به عمل آمد.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت |

به نام حق

درود بر بزرگ مرد كازرون!

دوست ارجمند جناب امامي عزيز:

سپاس از مهر پيوسته و جاودانه شما.

عزيز دلم: دنياي ما پر از طنز است!! نفس كشيدن، راه رفتن، گفتن، نوشتن و حتي گريستن!! اما واقعيت آن است كه گاه انسان از درد چنان مي‌پيچد كه شايد تنها راه درمان، لحظه‌اي تبسم و خنده بر واقعيت‌هاي روزگار غدار و كم لطف و زمانه بي‌وفا باشد.

به قول روحاني عزيز دوران قاجار، اشرف‌الدين حسيني:

 

اي نسيم از وضع تهران خنده مي‌گيرد مرا

صبح اندر سبزه ميدان خنده مي‌گيرد مرا

روز و شب با چشم گريان خنده مي‌گيرد مرا

 

به راستي كه زبان طنز، گوياي بسياري از دردهاست. اما طنزي كه اصول و ارزش‌ها را نيازارد و در جهت پويايي همه جانبه و تحرك‌بخش جامعه‌ي انسان‌ي گام بردارد. وانگي، دوستان عزيز هم بايد بدانند كه طنز خود يكي از ابزار توسعه انديشه و به تبع آن بالنگي هر نظام اجتماعي است. 

از طرفي، كافي است به همين چندين و چند ماه و يا سال حضور خستگي‌ناپذير و مستمر شما در عرصه‌ي كارزار علم و جهل، نيك نگريست، پس اگر صداقت پيشه باشد، بايد شما را شناخته و در برابر بزرگي، دانش و توانايي‌تان در پرورش انديشه و عشق‌ورزي به كشور و مردم شهر و ديار عزيزمان كازرون فرهنگ‌پرور سر فرود آورد. يقين دارم كه انجام كارهاي بزرگ، دشواري‌هايي را نيز همراه دارد. انسان اگر عاشق نباشد، شور معشوق و زيبايي احساس و تراوشات عقل را درك نمي‌كند.

به قول شاعر عشق و اندوه، بابا طاهر عريان:

 كسي كه عاشق است از جان نترسد

نه از كند و نه از زندان نترسد

تن عاشق مثال گرگ گشنه است

كه گرگ از هي‌هي چوپان نترسد

 او، با دُر گفته‌هايش نهيب مي‌زند كه شايد بتوان پيكر عاشق را به گورستان سكوت رهنمون ساخت و زبان او را قفل و دستانش را از نوشتن بازداشت، اما هيچگاه نمي‌توان انديشه و آتش شعله كشيده درونش را حبس كرد و يا نابود. چه بسيارند گاليله‌هايي كه تنها نجواي صداقت به گوش زمين خواندند، و كسي فرياد را نفهميد. اما ديري نپاييد كه گرماي زمين، گدازه‌هاي واقعيت را بر رخ آدميان، اين شرف يافتگان درگاه احديت بر كل كائنات و رها شدگان از ستم زمين ساخته و به يك كلام بندگان خدا،آتش آگاهي برفشاند و زنگار يخ از تن زدود.

سيد جليل‌القدر:

اكنون شما فرزند خلف پيامبر اعظم (ص) با پندگيري از آموزه‌هاي جد خيبر شكنت، بابي نوين پيش روي فرهيختگان شهر و ديارت گشوده‌ايد. باشد كه ما قدر اين نعمت را دانسته و با شعور شورآفرين اين گذرگاه پر سنگلاخ، در حد بضاعت ياري رسان باشيم.

بدانيد: همچو مني هيچگاه در هيئت ناصحين درنخواهم آمد. زيرا خود را محتاج اندوختن بيشتر در محضر استادان مي‌دانم. چنانچه سخني هم در قالب كلمه بر لوح سپيد نگارش شود، همان سوختن پروانه به گرد شمع است و بس. مترلينگ را در پاسخ به اين پرسش كه روح چيست؟ دريابيم: اگر تو با همه پيشرفت‌هاي كنوني توانستي كالبد عريان را با تيغ حراحي بنماياني، آنگاه من هم هيئت روح را به تماشايت خواهم كشيد. پس انساني كه اندك شناختي از مرعي‌ها دارد، چگونه مي‌تواند با كاوش سطحي، ناديده‌ها و ناشناخته‌هاي درون را به حيطه ادراك درآورد. آنهم تنها با برداشت محدود خود. پس نبايد به ديگران برچسب عوامگرايي ‌زد و و خود را بحرالعلوم پنداشت.

ما نه از روي خضوع چنين برتابيم و نه در نفي ديگران، كه خود را در اين قافيه ناچيز پنداريم. ما نه بر دانش سروران حسد ورزيم و نه بر تملق و خدمتگذاري صاحب‌منصبان فخر فروشيم. نه بلند گوي كسي هستيم و نه وابسته به غير. خود هستيم و دانسته‌هايي ناچيز. تنها پروردگار را ستوده و رخش بر دل آذين بنديم.

 به زبان لسان‌الغيب:

ما نه رندان رياييم و حريفان نفاق

آنكه او عالم سر است بدين حال گواست

 در پايان، ضمن پوزش مجدد از سروراني كه شايد از اين طنز كمي آزرده شده باشند، به پيشگاه‌شان سر تعظيم فرود آورده و مي‌گويم: تنها مقصود اين كوته‌سخن همانا همدردي با شما و پاسداشت قلم و انديشه بود و لاغير. ضمن اينكه از هم‌ولايتي گرامي و  قلم زن خوشفكر، جناب مسعودخان هوشمندي هم تشكر نموده و بابت گذري طنز آميز از مسير روستايشان (حاجي آباد غوري) پوزش مي‌طلبم.

                      "اميد به كازروني آباد و مردمي سرزنده و شاد"

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت |

كاخ آپادانا - تخت جمشيد

محمد بقايي» (ماكان) در گفت‌وگو با خبرنگار ادبي فارس، گفت: كتاب «نقد تواريخ هرودت» توسط اسپنسر و دي‌اسكالا دو تن از اساتيد تاريخ كلاسيك يونان در دانشگاه هاروارد تاليف شده است. در واقع مي‌توان اين كتاب را پاسخي به اكاذيب و دروغ‌پراكني‌هاي فيلم 300 در خصوص ملت (تاريخ) ايران دانست. اين كتاب همين هفته منتشر مي‌شود.

وي ادامه داد: در اين كتاب اثبات مي‌شود كه هرودت بسياري از مطالبي را كه در كتاب تواريخ خود ذكر كرده جانبدارانه و مغرضانه است و تلاش او اين بوده كه قوميت و فرهنگ كشور خود را بسيار برتر از آنچه كه هست در برابر ايرانيان جلوه دهد.حسن اين بررسي در اين است كه ديدگاه‌هاي هرودت از سوي منتقدان معروف و پذيرفته‌شده در حوزه تاريخ كلاسيك يونان مورد بررسي و نفي قرار مي‌گيرد.

اين مترجم تصريح كرد: تواريخ هرودت نخستين كتاب تاريخي جهان هم به حساب مي‌آيد و گفته مي‌شود حدود 20 سال صرف نگارش آن شده است. كتاب نقد تواريخ هرودت توسط انتشارات مونارك در نيويورك منتشر شده كه كار اصلي‌اش انتشار كتاب‌هايي در خصوص نقد آثار معروف جهان در حوزه فلسفه، ادبيات و تاريخ است.

اين استاد دانشگاه بيان داشت: من چند سال پيش بدون اين كه خبر داشته باشم بعدها بر اساس اين كتاب فيلم سراسر تحريف 300 ساخته مي‌شود، كتاب را ترجمه كردم و خوشحالم كه پس از ساخته شدن فيلم اين كتاب براي تنوير افكار عمومي منتشر مي‌شود. اين كتاب در دهه 90 ميلادي نوشته شده است.

وي در خصوص كتاب ديگرش «اقبال، گلي كه در جهنم روييد» بيان داشت: اين كتاب نيز شامل مجموعه مقالاتي است در حوزه اقبال‌شناسي كه تا يك ماه ديگر از سوي حوزه هنري منتشر خواهد شد.

اين كتاب در جستجوي گرته‌برداري از چهره واقعي اقبال لاهوري است. اقبال در ايران به عنوان يك شاعر شهره شده و كمتر كسي به عنوان يك متفكر و فيلسوف از او سراغي مي‌گيرد از اين جهت كه ايراني‌ها بيشتر با شعر عجين هستند اقبال را از اين منظر وا مي‌كاوند اما مردمان جهان اقبال را به عنوان انديشمند دنياي اسلام مي‌شناسند.

وي درادامه افزود: در ايران هم ما بايد سعي كنيم حجاب شعر را از برابر شخصيت اقبال كنار بزنيم تا به بطن حقايق و انديشه‌هاي او راه پيدا كنيم. من در اين مجموعه مقالات سعي كردم اقبال را از نظر انديشمند نگاه كنم. «دين از نظر اقبال»، «نظام آرماني اقبال»، «فرهنگ ايران از نظر اقبال»، «فعاليت‌هاي سياسي اجتماعي اقبال»، «تلاش‌هاي فرهنگي اقبال» و ... از مقالات موجود در اين كتاب است. اين كتاب تحقيقي است در باب 12 شخصيتي كه فرديتي به نام اقبال را شكل مي‌دهند.

اين پژوهشگر ادبي اظهار داشت: كتاب «مي‌نگريم و مي‌رويم» كه جستارهاي تطبيقي از رويدادهاي فرهنگي و اجتماعي سال‌هاي اخير ايران در قياس با كشورهاي پيشرفته است، نيز كتاب ديگر من است كه آن را براي انتشار به انتشارات يادآوران سپردم. كتاب ديگرم هم نقد روانشناسي و روان‌درماني غرب از نگاه اقبال است كه اين كتاب ترجمه‌اي است از اثري به همين نام نوشته «نظير قيصر» استاد روانشناسي در دانشگاه‌هاي‌ پاكستان. اين كتاب را هم انتشارات يادآوران منتشر مي‌كند.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت |