تبليغاتX
آوای شاهپور: کازرون

ديباچه

در ۲۲ تیرماه ۱۳۸۴، به دستور رییس جمهور وقت ایران، روز دهم ارديبهشت ماه، به عنوان روز تاریخی و ملی شاخاب (خليج) پارس نام‌گذاري شد. برابر اين مصوبه، دهم اردیبهشت ماه هر سال، آیین‌های نکوداشت روز "ملّی خلیج پارس" برگزار مي‌شود. روزی که یادآور از خودگذشتگی‌های ملت سرافراز ایران و شكست اشغال‌گران متجاوز پرتقالی بعد از ۱۱۷ سال تسلط جابرانه‌ بر سواحل جنوبی کشور (۲۱ آوریل ۱۶۲۲ میلادی) در پی رشادت‌های سپاه ایران به رهبری امیرالامرای پارس) امام قلی‌خان می‌باشد.

متأسفانه چند سالي است كه بنا به واكنش‌هاي سست مسئولان داخلي مانند شركت بالاترين مقام اجرايي كشور در نشست شوراي همكاري قبايل علم به دست كرانه شاخاب پارس و قرار گرفتن زير نام جعلي الخليج‌ال ع ر ب ي سبب چسارت و كوشش اين قبايل سابقا متوحش ايراني جهت جايگزيني نام ديگري جز خليج پارس هستيم. اين سستي و بي‌تفاوتي مسئولين كار را به جايي رسانده است كه حتي در مسابقه فوتبال در خاك خودي هم بنرهاي مزين شده به نام مقدس خليج پارس به دستور يك عرب اردني و اجراي نيروهاي امنيتي داخلي از دست عاشقان ميهن گرفته مي‌شود. تا كنون نيز هيچ يك از مقامات رسمي واكنش چنداني از خود نشان نداده‌اند. لذا، در اين گيرودار بي‌خيالي سردمداران و به بهانه بزرگداشت اين روز تاريخي و با اميد به رهايي مسئولين از خواب‌زدگي، نگارنده اقدام به نگارش كوتاهي از گذشته آبراه هميشه پارس نموده است. باشد كه همگي با نگهداشت يكپارچگي و همبستگي، در راه ايراني آباد، شاد، آزاد و قدرتمند همه تلاش خود را به كار گيريم.

ورزشگاه فولادشهر اصفهان

تاريخچه خليج پارس

خليج پارس طبق اسناد موجود از هزاره هشتم قبل از ميلاد مورد استفاده تجاري و نظامي ملل دنياي قديم قرار گرفته است. در كتاب حدود العالم به عنوان قديمي ترين كتاب جغرافيا به زبان پارسي كه حدود هزار سال قبل تأليف شده است آمده است. خليج پارس از حد پارس برگيرد، با پهناي اندك تا به حدود سند. مي‌توان گفت از هنگامي كه بشر تاريخ نويسي را آغاز كرد درياي بين شرق و غرب فلات ايران، درياي پارس يا خليج پارس ناميده شده است است.

در اين جا براي اثبات حقانيت نام خليج پارس، نگاهي كوتاه به تاريخچه شكل گيري آن مي‌اندازيم.

مورخان و محققان خارجي دنياي قديم از آن جمله هردوت، نئار خوس، استرابون، كورسيوس رومي و نيز محققان اسلامي نظير استخري، مسعودي، بيروني، ابن حقول، مقدسي، مستوفي، ناصر خسرو در آثار و نوشته‌هاي خود از آن به نام خليج پارس يا درياي پارس ياد كرده‌اند. همچنين ايرانيان و يونانيان باستان برداشت‌هاي دوگانه‌اي از جغرافياي آب‌هاي گيتي داشتند. در حالي كه هر دو گروه كره خاكي را دايره مانند و محصور در اقيانوس كناري يا حاشيه ‌اي مي‌دانستند كه بر گرد آن قرار دارد و درياهاي دروني از اقيانوس كناري منشعب مي‌شود. ايرانيان عصر هخامنشي بر اين گمان بودند كه آب‌هاي درون گيتي شامل دو دريا مي‌شود، درياي پارس و درياي باختر روم؛ در حالي كه يونانيان باستان آب‌هاي درون گيتي را چهارگانه مي‌دانستند. خليج پارس، درياي خزر، درياي سرخ و درياي مديترانه.

نام‌های شاخاب (خليج) پارس در تاریخ

قدمت شاخاب (خليج) پارس با همین نام چندان دیرینه ‌است که عده‌ای معتقدند «شاخاب (خليج) پارس گهواره تمدن جهان یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند.

دوران هخامنشی

در کتیبه‌ به دست آمده از كانال سوئز به نقل از داريوش بزرگ نوشته شده ‌است:

« «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده‌ام. از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.»

از سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام شاخاب (خليج) پارس و یا معادل‌های آن در دیگر زبان‌ها ثبت شده‌ است.

در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند. وی عازم دریای مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.

داریوش در این کتیبه از شاخاب (خليج) پارس به نام «دریایی که از پارس می‌آید» نام برده‌است. در کتاب اوستا اگرچه از نام شاخاب (خليج) پارس بطور صریح نام برده نشده اما در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشاره‌ای نیز به اروندرود شده‌است که در آن دوره ارونگ گفته می‌شده‌ است:

« دارنده دشت‌های فراخ و اسب‌های تیزرو که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارای هزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمی‌خسبد، هرگز فریب نمی‌خورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در شرق هندوستان باشد یا بر دهنه رود ارنگ (اروندرود)، از ناوک او گریز ندارد، او نخستین ایزد معنوی است که پیش از برآمدن خورشید فنا ناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر می‌آید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاه‌های آریایی را می‌نگرد.»

یونان باستان

یونانی‌های باستان این شاخاب (خليج) را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان شاخاب (خليج) پارس نامیدند. این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان به كار گرفته شده است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان براي نخستین بار، سرزمین ایران را «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابون جغرافی‌دان سدهٔ نخست میلادی نیز پيوسته در کتاب خود از شاخاب (خليج) پارس نام برده ‌است. وی محل سکونت ايرانيان عرب زبان را بین دریای سرخ و شاخاب (خليج) پارس عنوان می‌کند. همچنین فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این شاخاب (خليج) به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز شاخاب (خليج) پارس نیست، نام می‌برد.

البته جست‌وجو در سفرنامه‌ها یا کتاب‌های تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که اين آبراه را «شاخاب (خليج) پارس» گفته‌اند، می‌افزاید.

در کتیبه معروف به منشور آزادی کوروش که به شرح فتوحات کوروش دوم پادشاه هخامنشی می‌پردازد و در بابل کشف شده، فرمانروای پارسیان نیز این لقب را به دریای سواحل جنوبی سرزمین خویش داده‌است:

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان پسرِ کمبوجیه شاه بزرگ شاه انشان، نوه کوروش شاه بزرگ، ......به فرمان مردوک، همه شاهان پیش اورنگ پادشاهی نشسته‌اند. همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین، همه مردم سرزمین‌های دوردست، از چهار گوشه (جهان)، همه پادشاهان اموری و همه کوچ نشینان مرا خراج گذاردند و در بابل به پایم بوسه زدند.»

در سده‌های اخیر

از سرآغاز قرن بيستم تا سال 1962 هيچ ترديدي در آثار و نوشته‌هاي عربي، در پارسي خواندن خليج پارس وجود نداشت تقریبا در تمامی اسناد موجود، این آبراهه در پارسی با نام شاخاب (خليج) پارس یا دریای پارس، در عربی با نام‌های الخليج الفارسي یا بحرالفارسي یا بحرالعجم، و در زبان‌های اروپایی با نام‌هایی مانند Persian Gulf، Sinus Persicus، Persische Golf، و Golfo di Persia نامیده شده ‌است. در سال 1962 روزنامه تايمز لندن در يكي از مقالات خود از خليج عربي به جاي خليج پارس استفاده كرد. از آن زمان به بعد برخي از نويسندگان و سياستمداران عرب تلاش مي‌كنند كه نام خليج عربي را جايگزين خليج پارس نمايند.

پیشینهٔ تغییر نام خلیج پارس

خلیج عربی (عرب) نامی جعلی است که کشورهای عربی از ابتدای دهه ۱۳۳۰ خورشیدی به تحریک انگلستان بر روی خلیج پارس می‌نهند.

دولت انگلیس در سال ۱۲۱۹ خورشیدی، نام دریای بریتانیا را برای خلیج پارس به کار بردند اما این نام پذیرشی نیافت و آن را رها نمودند.

پس از ملی شدن نفت ایران و خلع ید از شرکت‌های انگلیسی و قطع روابط ایران و انگلیس ابتدا نماینده سیاسی انگلیسی مقیم بحرین از سال ۱۳۲۹ (۱۹۵۰ م.) عبارت ساحل عربی را برای منطقهٔ جغرافیایی بخش جنوبی خلیج پارس که متعلق به اعراب زير قيمومت انگلیس بود مرسوم ساخت و سپس به مرور کلمه خلیج عربی را جایگزین آن ساخت و سپس این نام را به کل خلیج پارس تعمیم داد.

اصطلاح «خلیج عربی» برای نخستین بار در دوره تحت قیمومت شیخ نشین‌های خلیج پارس توسط کارگزاران انگلیس و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج پارس به نام رودریک اوون در کتابی به نام حباب‌های طلایی در خلیج عربی در سال ۱۹۵۸ نوشت که «من در تمام کتب و نقشه‌های جغرافیایی نامی غیر از خلیج پارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج پارس (بحرین) متوجه شدم که ساکنان ساحل عرب هستند، بنابر این ادب حکم می‌کند که این خلیج را عربی بنامیم» مجله العربیه در شماره دوم خود ۱۹۵۸ این مطلب را بیان نموده‌است».

سر چارلز بلگریو که بیش از ۳۰ سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج پارس بوده‌است، پس از بازگشت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج پارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عرب‌ها ترجیح می‌دهند خلیج پارس را خلیج عربی بنامند».

بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج پارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی کتاب خود نهاده اصطلاح «الخلیج العربی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کرده و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «عربین گولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گولف» شد.

لازم به ذكر است چنين تلاش‌هايي تا قبل از سال 1962 نيز وجود داشت كه بيشتر توسط برخي سياستمداران تندرو عرب براي رسيدن به مقاصد سياسي شان انجام مي‌شد. در سال 1958 سرهنگ عبدالكريم قاسم با كودتايي در عراق به حكومت رسيد و بعد از مدتي داعيه رهبري جهان عرب را مطرح ساخت. در راستاي چنين انديشه‌‌اي از تاكتيك دشمن تراشي براي تحريك احساسات عمومي ملي سود جست و براي نخستين بار خليج پارس را به نام جعلي خليج عربي خواند.

از دیدگاه حقوق بین‌الملل

توصیه‌نامه سازمان ملل در مورد الزام استفاده از نام تاریخی «شاخاب (خليج) پارس».سازمان ملل متحد در چندین نوبت در بیانیه‌ها، اصلاحیه‌ها و مصوبه‌های گوناگون و با انتشار نقشه‌های رسمی، نه تنها بر رسمی بودن نام «شاخاب (خليج) پارس» تاکید کرده، بلکه از هیات‌های بین‌المللی خواسته است تا در مکاتبات رسمی به ویژه در اسناد سازمان ملل از نام کامل «شاخاب (خليج) پارس» استفاده نمایند.

          

اذعان پژوهشگران عرب به تاريخي بودن نام خليج فارس

ایران: در روز ملي خليج فارس، كتاب «اسناد نام خليج فارس،‌ ميراثي كهن و جاودان» به قلم محمد عجم استاد دانشگاه و پژوهشگر امور خليج فارس منتشر شد.

نويسنده كتاب گفته كه با توجه به شيطنت‌هاي برخي كشورهاي غربي و ادعاهاي بي‌اساس شماري از كشورهاي منطقه در خصوص نام خليج فارس، بر آن شدم تا بر اساس مستندات تاريخي و اشارات مورخان امور منطقه، اين كتاب را منتشر كنم.

وي در ادامه يادآور شد: برخي از مورخان و پژوهشگران كشورهاي عربي از جمله عبدالحاجي تازي عبدالكريم، محمد عبدالجبار،‌ عبدالساعد مؤمن و احد صراف، با ارائه اسنادي كه در كتاب آمده است،‌ بر تاريخي بودن نام خليج فارس تأكيد كرده‌اند.

                                                                 نگارنده: دکتر اسفندیار دشمن زیاری

منابع و كتابنامه را در ادامه مطلب مطالعه فرماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 و ساعت 13:58 |

درود بر شما مادران، پدران، خواهران و برادران ارزشمندم در دیار باستانی شاهپور

 سالی که گذشت با همه نامرادی ها پایان خوشی را با حضور توام با درک بالا پای صندوق های رای و گزینش درست نماینده اصلح پشت سر گذاشتیم. بر خود می بالم که در دامن شما رشد یافتم و اکنون نیز با فرسنگ ها دوری، همچنان تپش قلبمان در یک مسیر ره می پیماید...

  پیش از حرکت به سوی شما و دست یاری طلبیدن، ایمان داشتم که آغوش گرمتان به روی فرزند خود گشوده خواهد شد. درست بود؛ چنان طوفانی به پا کردید که همگان دیدند چگونه با همپایی مسیر سنگلاخی را کفش آهنین ترکاندیم و در لا به لای ترک ها بهار رویاندیم.

 با تمام وجود در برابر عظمت شما سر تعظیم فرود می آورم و می دانم که باید ارزش دست پینه بسته اما گرم و ستبر شما را سربازانه قدر دانسته و پاسداری کنم. کارتان کارستان بود. به گواه منتخب عزیز شهرستانمان، آن کشاورززاده نخلستان و دکتر صادق و بزرگوار، هرگز چنین حرکتی در حالیکه آماج بیشترین تبلیغات دهان پر کن بودید و در حضور 4 نامزد محترم منطقه از ما انتظار نمی رفت؛ اما شما چنان کردید که در انباره تاریخ تا ابد جاودانه خواهد ماند.

 امیدوارانه اطمینان دارم که برادر بزرگوارم نماینده محترم مجلس نهم و مسئولین گرانقدر شهرستان قدر شما را خواهند دانست و این بار کوتاهی های گذشته جبران خواهد شد.

 سال نو بر شما مبارک باد

با تمام وجود فدای شما جان ناقابلم

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 و ساعت 2:33 |

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

برادران عزیز آقایان محمودرضا و محمد پولادی

از خبر ناگوار و جانسوز درگذشت خواهر بزرگوار آن عزیزان بسیار متالم و متاثر گردیدیم

بدین وسیله خدمت آن بزرگواران تسلیت عرض نموده و بقای عمر با عزت خاندان پولادی را از خداوند بزرگ خواستاریم

دکتر اسفندیار دشمن زیاری و خانواده

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 و ساعت 0:57 |
پدران، مادران، برادران، خواهران و فرزندان عزيز من:

اين خاك پاي خود را از كودكي مي‌شناسيد. هيچ گاه جز خير شما چيزي نخواسته ‌است. ۴ سال قبل با همه درد و رنجش تنها به دليل همان صداقت و پاكي‌تان در بدترين شرايط زندگي، بدون كوچكترين توقع از جان و مال براي سربلندي منطقه مايه گذاشتيد. در آن شرايط ويران كننده تنها به خاطر اين ماندم كه نگويند مردم شاهپور سست عنصر هستند. كانديدشان صحنه را خالي كرد و سرورانش را تنها گذاشت. من فقط مي‌توانم در برابر آن همه عظمت و محبت آنچه مي‌دانم را گوش زد كنم. امروز سرنوشتمان دست خودمان است. اما فردا اگر اشتباه كنيم و افسار خود به دست نااهلان آزمون پس داده بسپاريم همان خواهد شد كه طي چند سال گذشته به ما و فرزندان و دار و ندارمان رفت.

امروز فرياد مي‌زنم كه فردا نزد شما و خداي خود شرمنده نباشم. فردا نگوييد فلاني، مي‌دانست و چيزي به ما نگفت. پس من بر اين باور هستم كه:

1- در اين وانفساي روزگار و فرصتي كه مي‌توانيم براي آينده منطقه و فرزندان خود كارساز باشيم را نبايد از دست بدهيم.

2- اگر امروز در گزينشمان دقت نكنيم در چند سال آينده خون باريدن هم سودي نخواهد داشت. همانگونه كه اين فرزند جانبازتان را مي‌شناسيد تنها نياز او رهايي شما از درد و رنج است. به وحدانيت كردگار كه آرزويم سعادت شما و آينده فرزندان شاهپور است.

3- در اين هياهوي انتخاباتي تحت تاثير قرار گرفتن آن اندك افرادي كه بر اثر ناآگاهي يا خداي ناكرده زد و بندهاي دنيوي در حال تحريك مردم براي به كرسي نشاندن آنكه چند سال گذشته كمترين خدمت را به ما نكرد، راهي بدون بازگشت خواهد بود و ستم بر خود.

4- تنها كسي مي‌تواند به ما خدمت كند كه داراي مدرك عالي تحصيلي، تجربه نمايندگي در سطح عالي مجلس، جانباز 8 سال دفاع مقدس، پخته‌تر از هر زمان ديگر به دليل مديريت در بالاترين سطوح دانشگاهي و اجرايي طي چند سال گذشته و از جنس خود ما است. 

جان ناقابلم فداي وجود شما دردانه‌هاي سرزمين باستاني شاهپور

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه چهارم اسفند 1390 و ساعت 18:0 |

شکوه‌اي جانسوز از درد شاهپور كه آخرينش به يغما رفتن چكه‌هاي باقيمانده آب زير زميني به سوي شلغم‌زارهاست!؟

كنار رودي،

 وامانده از خروش

خشكيده از جور زمان،

چرتكي پيداست؛

رسيده موسم

روياي شاليزار

چاوش كند مدهوش

شاهپور، شاهپور

جوشش ساسان

با حباب بي رمق

آواز جيرجيرك

به جاي شرشر

چكيده از صخره؛

قطرات!

چشم زاگروس را

بر گريز باران و

سرزمين بيداد

كجاست؟

شايد، در مسير باد!

فرياد پيروزي

با وجود شكست

والرين از جنون  قوم،

همچنان سرمست

زير سم نابکاران

فرزندان بی خبر

ناسپاسی و همرهی

با کرکسان شلغم زار

فرياد از رميدن و فرار

از بي‌نمي و

مرغزار گور به گور

تنها حسرتي از درون

با ترنم ديدگان

بر لب مجنون

بيد لرزان

گوش به مرثيه

كم فروغي تبسم را

شروه مي‌بارد

واي بر من،

واي بر همه

با خود چه كرديم؟

تحميق در مسير باد

                             تحميق در مسير باد

-------------------------------------------------------

شروه = آواز سوزناك جنوبي در مايه دشتي

مرا چون موج بر طوفان كه از دريا به ساحل مي‌گريزاند تن پرشور گرما را...
خدا را حيف مي‌آيد كمان را بر نشاندن تير كين زخمي دل بيمار و تنها را...
                                                                               آفتاب: امرداد  1390
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه دوم اسفند 1390 و ساعت 12:8 |

درود به همه همشهریان گرامی  و سلام بر مردم مظلوم شاهپور:

یادتان هست که از بوی شالی زاران مست می شدیم!؟ ...

يادتان مي‌‌آيد كه انار و پرتقال و نارنگي و حبوبات و غلات و ساير محصولات كشاورزي شما صادر مي‌شد!؟

آن روز كه تصميم به انتقال آب ساسان به سمت چند روستاي نزديك به شهر با نام آبياري بود، پدرانتان برخروشيدند و مويه كنان و با دست خالي و ايمان به پروردگار با مزدوران شاه رزم كردند و كتك خوردند تا چكه‌اي براي رشد من و تو نصيب گشت.

دلخوش بوديد از فرو نشستن و زه كردن آب به زمين تا سطح چاه‌ها را نمناك كند و بتوانيد با پمپاژ آن حداقل چكه‌اي براي شربتان به دست آوريد..

 دهه 70 را به ياد آوريد. آنگاه كه باقي مانده آب ساسان هم از مسير لوله راهي بوشهر شد. اين بار شاليزار كه هيچ، باغات نيز زرد شدند.

شوربختانه و با هزاران تاسف:

امروز شنيده شد كه بالاخره ..... هنر بزرگ خود را باز هم در بيچارگي هر چه بيشترمردم مظلوم شاپور نشان داد.

بلي آب آبياري كه حداقل نشت و زهي براي چاههاي منطقه داشت نير بايد با تمهيدات و پيگيري‌هاي آقا وارد لوله آهنين شود و نصيب كدخدا گردد.

 مردم شاهپور يادتان باشد:

- دوست و دشمن شما كيست!؟

- خدمات ارائه شده به ساير مناطق شهرستان را با 4 سال گذشته خودتان مقايسه كنيد.

- حتي يزيد بن معاويه هم با شنيدن شهادت حضرت علي اكبر هورا نكشيد!؟

من امروز به عنوان فرزند كوچك و خاك پايتان هشدار مي‌دهم:

منافع مردم شاهپور بالاتر از منافع من و آن و اين و فلان فاميل قول گرفته من و تو است.

به شعارهاي تو خالي و اطرافياني كه منافع شخصي خود را بيش از منافع مردم دنبال مي‌كنند، توجه كردن گناهي نابخشودني است.

كاري نكنيد كه سالي ديگر انگشت زير دندان خون بپاشد و راه بازگشتي وجود نداشته باشد.

به كم سوادان آزمون شده اعتماد كردن خطا است. ميدانم كه نه سيم كارت و نه پتو و نه گوني قند و برنج هم نمي‌تواند كوچكترين تاثيري بر عزم راسخ شما داشته باشد.

فداي همگي

پيروز باشيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه بیست و نهم بهمن 1390 و ساعت 0:38 |